جلسه ۲۰
6«وَ الْمُعْسِرُ إِذَا حَجَّ عَنْ غَیْرِهِ فَقَدْ أَجْزَأَهُ ذَلکَ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ مَا لَمْ یُوسِرْ فَإِذَا أَیْسَرَ وَجَبَ عَلَیْهِ الْحَج»1 نظیر این مسأله، مسألهای است که شخص معسر نیابتاً برای غیر خودش حج انجام دهد. اگر در یسر باشد نمیتواند از غیر انجام دهد، تا حج بر ذمۀ کسی هست نیابت باطل است و نمیتواند انجام دهد. کسی میتواند نیابت انجام بدهد که یا حَجّةالاسلام را انجام داده، یا اینکه در عسر است و هنوز تعلق تکلیف حج به او ثابت نشده است. پس وقتی که این شخص حج از غیر انجام میدهد معنایش این است که تکلیف هنوز نیامده چون هنوز حج انجام نداده مُوسر نیست، یعنی در یسر نیست.
روایت میفرماید؛ که این هم مثل همان است.
لذا ما دوتا را در یک قسم آوردیم «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَه علیه السّلام عَنْ رَجُلٍ حَجَّ عَنْ غَیْرِه یُجْزِیهِ ذَلِکَ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ قَالَ نَعَمْ»2 خیلی عجیب است، یعنی شخص رفته نیابتاً انجام داده حضرت میفرماید این حجّةالاسلام خودش حساب میشود. خب این دیگر خیلی عجیب است! حج را اصلاً برای خودش انجام نداده! این را داشته باشید آن وقت که ما میرسیم به این مسأله که شخص در یک ماه دو تا عمره نمیتواند انجام بدهد ولو اینکه نیابتاً باشد، آنجا که رسیدیم آن وقت معنایش روشن میشود؛ که شخص در واقع خودش دارد این حج را انجام میدهد، گر چه نیابتاً از طرف یکی دیگر انجام بدهد.
ولی حاجّ معتمر اوست لذا اگر فرض بکنید که آن شخص حج را دارد از طرف دیگری انجام میدهد، و حجّ هم مستحب است، یعنی شخص خودش حج را انجام داده است؛ زاد و راحله به یک نفر میدهد میگوید برو از طرف من یک حج انجام بده این میشود نیابت، حالا در موقع حج باید حلق کند یا نه؟ این که دارد از طرف او انجام میدهد، او هم که حجّش مستحب است، این باید حلق کند از چه؟ ـ پس ببینید چقدر مطالب از این روایت داریم بیرون میآوریم ـ با اینکه آن کسیکه دارد انجام میدهد بر او حج واجب نیست، یعنی فرض کنید که یک نفر ده بار مکه رفته، امسال نمیتواند برود، پول میدهد میگوید آقا از طرف من برو مکه خب این حجش مستحب میشود دیگر، ولی این شخص چون حج اولش است این باید آنجا حلق کند مثل یک حاجی، چرا؟ چون این حَجّةالاسلامش حساب میشود، وقتی که حَجّةالاسلام حساب میشود بایستی که سایر آداب و شرایط حَجّةالاسلام را انجام بدهد «یُجْزِیهِ ذَلک عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ» یعنی این را به پایش مینویسند، اگر تا آخر عمر در حال اِعسار بود این کفایت میکند. در حال اِعسار بودها! در حال یسر نه. بعد میفرماید: «قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَجَّةُ الْجَمَّالِ تَامَّةٌ أَوْ نَاقِصَةٌ قَالَ تَامَّةٌ قُلْتُ حَجَّةُ الْأَجِیرِ تَامَّةٌ أَوْ نَاقِصَةٌ قَالَ تَامَّةٌ»3 حضرت میفرماید: تامةٌ. همه اینها تامه هستند، همه اینها حجشان تمام است و همه اینها حَجّةالاسلام است.
- ـ همان.
- ـ تهذیب الاحکام ج 5 ص 8.
- ـ تهذیب الاحکام ج 5 ص 8.

