جلسه ۲۰
10البته اینکه حضرت در اینجا میفرمایند که لَو اَنَّ رَجُلاً معسراً یقضی الحج در اینجا مرحوم شیخ از آنجا که حضرت دو مورد را در یک زمینه آورده [گفته] این معلوم میشود که آن حج بعدی رَجُلاً معسراً حج استحبابی بوده است. چون حضرت اَردفَهُ بناصب؛ بعد از حج معسر و بعد حج ناصب میفرماید که: فعلیه الحج. شیخ آمده این را یکی از ادّله برای حج استحباب شمرده است، منتهی حضرت در روایت بعدی فقط ناصب را توضیح دادند و گفتند کسی که مخالف است اَحبُّ الیَّ یا در روایت بعدی دارد انّی لَاَکرهُ ذلک ـ حالا امروز شاید دیگر فرصت نشودـ لَأکرهُ ذلک از آن حجی که قبلاً انجام داده خوشم نمیآید. یا اینکه حضرت میفرماید: انّی اُحبُّ اَن یعید اُحبُّ اَن یحج.
این مسأله دلالت بر این مطلب ندارد. و ما نمیتوانیم این را حمل بر استحباب کنیم چرا؟! چون ممکن است که دو مورد مختلفة النوعیه ومتفقة و المشترکة الجنسیة از عبادت واحد در یک سیاق واحد قرار بگیرد، در حالیکه هر کدام از اینها نسبت به فصل ممیّز خود دارای اختلاف باشند.
تلمیذ: تشخیص این موارد که اختلاف موضوع پیدا میشود، موارد خاصی دارد؟
استاد: خب این را انسان باید خودش بفهمد و از میان قرائن و از خود روایات باید در بیاورد که در اینجا کدامیک از اینها مشمول کدام نوع تکلیف است. مثلاً فرض بکنید در خیلی از روایات داریم «وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السّلام لَیْسَ عَلَى النِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا جُمُعَةٌ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا دُخُولُ الْکعْبَةِ وَ لَا الْهَرْوَلَةُ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا الْحَلْقُ إِنَّمَا یُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ»1
چون زن اصلاً تکلیف ندارد، بعضی از اینها خب کراهت دارد، کراهت شدید دارد، بعضیها کراهت دارد، بعضیها به صرف رفع قلم است. به موارد مختلف انسان از قرائن دیگر و جاهای دیگر میتواند خصوصیات فردی هر مورد را در اینجا مشخص کند.
- ـ من لا یحضره الفقیه ج 1 ص 298.

