جلسه ۱۹
8این الان تکلیف در اینجا فرق کرده؛ در آنجا تکلیف، تکلیف به افطار بوده و الان در اینجا تکلیف به صوم است. همینطور مسأله برای مسافر هم همینطور است. الان در حال حاضر، در شرایط حاضر تکلیف، تکلیف به صلاة قصر و این هم صلاة را انجام داده و تکلیفی دیگر ندارد. حالا آمد وطن و نماز را تمام خواند، دوباره برود مسافرت و یکی دیگر هم قصر بخواند.
تلمیذ: حالا اگر در همان روز عید افطار نکرد، یعنی روز عید را درک کرد و رسید به مشهد. حالا باید چکار کند؟ باید روزه بگیرد قصد و نیت روزه را بکند در وطنش قرار دارد؟
استاد: افطار نکرده؟ پس باید روزه بگیرد.
تلمیذ: خب! چرا بگیرد؟
استاد: چرا بگیرد؟ به خاطر اینکه نخورده. عرض کردم هل یستوی الذین یاکلون و الذین لا یاکلون.
تلمیذ: آخر خوردن یا نخوردن در این تأثیر پذیر نیست، تفاوت نمیکند.
استاد: بله! وقتی که شخص خورد به عنوان عید، دیگر آن روز را عن اَمرٍ خورده. یعنی از روی اَمر به عیدیّت، این روز را خورده و اگر تمام دنیا را برود دیگر برای او واجب نیست.
تلمیذ: نخورده و درک کرده امروز را؟
استاد: باشد اگر نخورد آن حکمش حکم کسی میماند که قبل از اینکه به وطن برسد چیزی نخورده باشد مثل آن میماند. اگر خورده باشد باید قضا بکند. ولی اگر کسی به عنوان عید آمد و خورد، این دیگر روزه برای او نیست. روزه دیگر تمام شد، درست شد!
خب حالا این مسأله اختلاف موضوع، مسأله طبیعی است. وقتی که انسان در حال صغر هست یک تکلیفی دارد. البته تکلیف یعنی مطابق با همان صباوت و صغر. در حال مراهقیت، یک تکلیف دارد. در حال بلوغ یک تکلیف دارد، تکلیف بلوغ فرق میکند. بلوغ نسبت به شخص بر حسب مراتبش تفاوت دارد. عرض کردیم بلوغ عقلی داریم، بلوغ جسمی داریم؛ در مسائل اموال باید شخص به بلوغ عقلی برسد، در مسأله صلاة و صوم و اینها به همین بلوغ جسمی باید برسد. البته در صورت شرایط، بلوغ فرق میکند و ممکن است شخصی تا30 سالگی هم به بلوغ نرسد. ﴿وَ لاٰ تُؤْتُوا اَلسُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَكُمُ﴾.1
- ـ سوره النساء (4) صدر آیه 5.

