اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۹

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ(5) - ۲۸/۴/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۱۹

5
  • حالا در شب عرفه همین حجّی که الان انجام داده، می‌خواهد به نام حجةالاسلام انجام بدهد، همین حجی که الان این عبد به عنوان حجةالاسلام انجام می‌دهد، یک‌مرتبه در شب عرفه مولا به ذهنش می‌رسد که برای رضای خدا این عبد را عتق کند. حضرت می‌فرماید که این از حجةالاسلام او حساب می‌شود. خب پس این شب عرفه چه دخلی دارد به قضیه درحالی‌که ما گفتیم عبد وقتی که حج را انجام بدهد حجةالاسلام است، به شب عرفه چه ربطی دارد؟! این چه ربطی به شب عرفه دارد؟! اگر شما می‌فرمایید که اگر عتق بشود حج بر او واجب است، خب حجِّ واجب با حجةالاسلام دو تا هستند و این‌که حجةالاسلام را دارد انجام می‌دهد، چه ربطی به حجةالاسلام دیگر دارد؟ متوجه می‌شوید، الان رساندم؟ که اگر این شخص در حال رقیّت حج انجام بدهد مگرحضرت نفرمودند: «فَقَدْ قَضَى حَجَّةَ الْإِسْلَام»، پس دیگر به شب عرفه چه ربطی دارد؟! که شب عرفه مولا عبد را عتق بکند یا نکند، او حجةالاسلام انجام داده. چرا راوی سؤال می‌کند که اگر در شب عرفه این مولا عبد را عتق کند «أ یُجزی عن حجةالاسلام»؟ حضرت می‌فرماید: بلی! اگر در شب عرفه عتق کند «فَقَدْ قَضَى حَجَّةَ الْإِسْلَام».

  • و نظیرش روایت «مَمْلُوکٌ أُعْتِقَ يَوْمَ عَرَفَةَ، قَالَ: إذَا أدْرَک أحَدَ الْمَوْقِفَيْنِ فَقَدْ أدْرَکَ الْحَجَّ» است. حتی اگر عرفه را هم درک نکند و مشعر را درک بکند، امام علیه‌السلام می‌فرماید که این حج را درک کرده است. یعنی همان حجةالاسلام است دیگر. والاّ الان که مُحرم است، عبد وقتی که در حال احرام است، دارد عرفات را درک می‌کند، مشعر را درک می‌کند، این‌که گفتن ندارد، دلیل ندارد و حجةالاسلام را هم انجام داده در حال رقیّت، عرفات یا مشعر را درک بکند این حجةالاسلام انجام داده است.

  • پس چرا امام می‌فرماید: «مَمْلُوکٌ أُعْتِقَ يَوْمَ عَرَفَةَ، قَالَ: إذَا أدْرَک أحَدَ الْمَوْقِفَيْنِ فَقَدْ أدْرَکَ الْحَجَّ»، این معنایش چیست؟ معنایش این است که ما دو حجةالاسلام داریم، نه یکی. بلکه در واقع یکی داریم نه این‌که دو تا، دو تا حجةالاسلام نداریم یک حجةالاسلام است و آن حجةالاسلام یک‌بار واجب است و دو بار واجب نیست، ولی بر حسب شرایطِ موضوع تفاوت می‌کند. این آن چیزی است که از روایت ما استخراج می‌کنیم. یک حجةالاسلام طبق شرایط رقیّت، بسیارخب! اگر شخص رقّ باشد: عبدٌ مملوکٌ رقٌ فقد قضی حجةالاسلام، و با رقیّت هم از دنیا برود؛ الملائکةُ یَکتُبون فی صحیفة اعماله هذا العبد قضی حجةالاسلام و یُحشَرُ یوم القیامة حاجَّاً بحجةالاسلام. این صریح روایت است عبد در حال رقیت بمیرد وقتی مُرد یک تکلیف دارد دیگر. مثل تکالیفی که فرض کنید انسان دارد در چیزهای مختلف، مگر مختلف نیست؟ حالا اگر فرض کنید این رقیتّش تبدیل به عتق شد و آزاد شد، حکم عوض می‌شود باید حجةالاسلام را انجام بدهد. ما دو تا حجةالاسلام نداریم، یکی داریم آن حجةالاسلام مال رقیّت، مال رقیّت. حجةالاسلام مال حرّ، مال حرّ، و دو تکلیف جداگانه است.