جلسه ۱۹
3روایت دیگر میفرماید که اگر عبد در شب عرفه، این عتق بشود، اگر عتق بشود یُجزی عن حجة الاسلام. خب این دو تا با هم دیگر تعارض پیدا میکنند، ولی تعارض ندارد! چرا تعارض ندارد؟! به جهت اینکه همانطوری که دیروز عرض کردیم ما یک حجةالاسلام نداریم.
حجةالاسلام بر حسب اختلاف موضوع مختلف است، نه اینکه آنطوری که فقها میگویند ما یک حجةالاسلام داریم و بعد دیگر تمام شد، حجةالاسلام حجی است که به لحاظ شرایط تکلیفی بر مکلّف واجب است، آن حج میشود حجةالاسلام. اگر مکلّفی به لحاظ شرایط تکلیف، که هر شرایط تکلیفی مکلّف را در موضوع خاص خودش قرار میدهد، حج انجام بدهد؛ هذا یُسمّی بحجةالاسلام، این حج حجةالاسلام است. یعنی حجی است که در اسلام آن را اتیان کرده، اسلام برای او فرض کرده، حجةالاسلام یعنی این. یعنی اسلام برای او این حج را فرض کرده است، اسلام این حج را برای او تشریع کرده، تشریع، تدوین، قوانین این قانون حج را اسلام برای او آورده، درست شد. این حجی را که انجام میدهد بر اساس چیست؟ بر اساس آن وظیفه و تکلیف است.
تلمیذ: پس متموّل که چند بار حج بر او واجب میشود، پس چند تا حجةالاسلام بر او واجب میشود؟ در بعضی از روایات داریم.
استاد: خب آن را حالا بعد میآییم میگوییم. بله!
تلمیذ: نه، این طبق فرمایش شما است؟
استاد: نه! نه! حجةالاسلام حجی است که یَجِبُ مرةً واحدة و لا یتکرّر. آن حجی که بعد واجب است، حجةالاسلام نیست. آن حجی است که بعد به صورت تکرّر، آن یا به نحو استحباب و یا به نحو لزوم فی بعض المواقع. در بعضی موارد داریم روایاتی را که حاکم فرض کنید افراد را و لو حج انجام دادهاند به حج میفرستد آن حجةالاسلام نیست حج واجب است ولکن حجةالاسلام نیست. مثل اینکه فرض کنید شما میروید حج استحبابی انجام بدهید، وقتی که شما حج استحبابی را رفتید و انجام دادید، به محض اینکه مُحرم بشوید آیا این حج واجب میشود یا نه؟ این حجةالاسلام نیست. پس وجوب حج دلالت از حجةالاسلام نمیکند.

