جلسه ۱۹
7تلمیذ: یعنی سی و یک روز روزه بگیریم؟
استاد: بله سی و یک روز، چهل روز چه اشکال دارد، اشکال دارد مگر؟
تلمیذ: یک ماه روزه داریم؟
استاد: خب یک ماه برای اینجا داریم. یعنی وقتی شما در قم تشریف دارید در خدمت اهل بیت، اینجا نمیتوانید سی و یک روز روزه بگیرید یا 29 روز یا سی روز. ولی اگر مکانتان را عوض کردید شرایط هم عوض میشود، خیلی مسائل عوض میشود. شما در این نقطه باید سی روز روزه بگیرید اما رفتید در یک جای دیگر فرض کنید که در آنجا ماه روزه تمام نبود.
تلمیذ: در قبرس ما روز عید فطر را درک کردیم و افطارکردیم و برگشتیم مشهد.
استاد: بله! تمام شده، نه دیگر روزه را شما خوردید.
تلمیذ: باید قضا بگیرد.
استاد: نه دیگه شما خوردید.
تلمیذ: باشد خورده باشد. ولی خب باید قضا بگیرد، شخص مسافر است.
استاد: کسی که میخورد با نمیخورد دو تا است.
تلمیذ: نه! خب شخصی مسافر است.
استاد: هل یستوی الذین یاکلون و الذین لا یاکلون!!
تلمیذ: حالا مساله نماز فرق میکند مسأله نماز خیلی مفصل است وارد نشویم. قطب و فلان و بالا و پایین، و الذین لا یاکلون انما یتذکرُ اولوالباب.
تلمیذ: قبل از انقضاء وقت، به وطن برسد اگر در سفر دو رکعتی خوانده باشد باید چهار رکعتی اعاده کند؟
استاد: چهاررکعتی، نه!
تلمیذ: به وطن برسد قبل از انقضاء وقت.
استاد: برسد. نماز برای مسافر یک وضعیت دارد و برای حاضر یک وضعیت. این صلاة را خوانده تاماً و تماماً دیگر چرا قضا کند؟ چه خبرش است خدا؟ بسش است، یکی بود یک خورده حالش خوب بود صاف و ساده بود و این حرفها، عیال یکی از دوستان بود. خب مثل بقیه تو باغ نبود خلاصه، این هی بلند میشد نماز شب میخواند و این حرفها، این هم میگفت: چقدر نماز میخوانی، همین کارها را کردی که لوسش کردی!! دارد پدر ما را درمیآورد، بنشین، بخواب. میگفت: همین کارها را کردی که لوسش کردی، دارد پدر ما را درمیآورد. بنده خدا مریض بود. دارد پدر ما را درمیآورد، بگیر بخواب بابا! همان واجبها را خوندی بسش است، زیادش هم هست.

