جلسه ۱۹
2روایتی که مثل روایت اُمّ ولد هست و در کافی نقل شده «عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ شِهَابٍ ـ اینها همه سندش صحیح است ـ عَنْ أبيعَبْداللَه علیهالسلام فِي رَجُلٍ أعْتَقَ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ عَبْداً لَهُ ـ در شب عرفه بندهاش را آزاد میکند ـ أ يُجْزِی عَنِ العَبْدِ حجةالإسلام؟ قَالَ: نَعَمْ! قُلْتُ: فَأُمُّ وَلَدٍ أحَجَّهَا مَوْلاهَا، أ يُجْزِی عَنْهَا؟ قَالَ: لَا! قُلْتُ: أ لَهُ أجْرٌ فِي حَجَّتِهَا؟ قَالَ: نَعَمْ!».1
البته روایت دیگر مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ است آن هم از امام صادق علیهالسلام: «مَمْلُوک أُعْتِقَ يَوْمَ عَرَفَةَ، قَالَ: إذَا أدْرَکَ أحَدَ المَوْقِفَيْنِ، فَقَدْ أدْرَکَ الحَجَّ».2 این هم یکی از ادّلهای است که راجع به این میگویند که کسی که مشعر را درک بکند، حتی وقوف اضطراری و عرفات را درک نکند؛ حجش درست است، این یکی از ادّله راجع به این قضیه. حالا إنشاءاللَه بعدا خواهیم گفت این روایت عمار صحیح السند است.
دوباره در اینجا روایت مسمع بن عبدالملک است که به یک نحوۀ دیگر میفرماید: «عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِالْمَلِکِ عَنْ أبيعَبْداللَه علیهالسلام فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ لَوْ أنَّ مَمْلُوکًا حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ، ثُمَّ أُعْتِقَ، کَانَتْ عَلَيْهِ فَرِيضَةُ الْإسْلَامِ ـ آنجا لفظ حجةالاسلام بود و اینجا فریضةالاسلام بود ـ إذَا اسْتَطَاعَ إلَيْهِ سَبِيلًا».3 درست شد.
خب حالا در اینجا ما چطور این دو مسأله را با هم وفق بدهیم؟ از یکطرف و همینطور روایات دیگری که دارد بر اینکه عبد اگر حجش را انجام بدهد این به عنوان حجةالاسلام حساب میشود؛ خب این صریح روایت در حجةالاسلام است. در یک روایت داریم این عبد وقتی که به اُعتِقَ عشیّةَ عَرَفة یُجزی عن حجةالاسلام. حالا اگر در شب عرفه مولا آزادش نکرد، خب اینکه حجةالاسلام را انجام داده پس چطور حضرت در اینجا میفرمایند حجةالاسلام؟! متوجه شدید چه میخواهم عرض کنم، اگر مولا عبد را آزاد نکند یعنی عبد در حال رقیّت حج را انجام بدهد، خب امام فرمودند: «فَقَدْ قَضَى حَجَّةَالْإسْلَام» دیگر، مگر نفرمودند؟ مگر روایت را نخواندیم، «أيُّمَا عَبْدٍ حَجَّ به مَوَالِيه فَقَدْ قَضَى حَجَّةَالْإسْلَام». عرض کردیم روایت، صحیح السند است و صراحت دارد بر اینکه کسی که حج را انجام بدهد بدون اعطاء، حج را انجام بدهد «فَقَدْ قَضَى حَجَّةَالْإسْلَام» خب درست شد.
- ـ الکافی، ج 4، ص 276.
- ـ وسائل الشیعة، ج 11، ص 52.
- ـ وسائل الشیعة، ج 11، ص 51.

