جلسه ۱۹
13لذا در اینجا هم حضرت میفرماید که نسبت به عبد، روایت روایت صفوان است «عَنْ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أبِيعُمَيْرٍ عَنْ عَبْداللَه بْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِيعَبْداللَه علیهالسلام قَالَ: الْمَمْلُوکُ إذَا حَجَّ وَ هُوَ مَمْلُوکٌ، ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أنْ يُعْتَقَ؛ أجْزَأَهُ ذَلِکَ الْحَجُّ ـ أجْزَأهُ عن حجةالاسلام به دلیل روایت بعد، به دلیل روایتی که هست «فَقَدْ قَضَى حَجَّةَ الْإِسْلَامِ» این هم معلوم می شود و أجْزَأهُ عن حجةالاسلام نه حجة الوجوب ـ فَإنْ أُعْتِقَ، أعَادَ الْحَجَّ».1 اگر آزاد بشود اعاد الحج، از این «أعَادَ الْحَجَّ» معلوم میشود منظور حجةالاسلام است، چون مسأله مسأله اعادة است.
خب این مسأله روشن شد. البته عرض کردم بیانات فقها هنوز مانده، اعتراضات نسبت به همۀ اینها فقها مطالبی دارند که حالا عرض میکنیم. اولش شیخ طوسی میگوید مستحب، که اصلاً خیال خودش را راحت کرده و گفتیم: نه! اینها همه واجب است و مستحب نیست. منتهی مسأله میماند در مورد اُمّ ولد، که حضرت فرمودند از حجةالاسلاماش حساب نمیشود به خاطر این است که اُمّ ولد به واسطه فرزند، وقتی که فرزندش از این شخص به دنیا آمد، به واسطۀ موتِ مولا از سهمِ ارث فرزند آزاد میشود، و وقتی که آزاد شد باید برود حج انجام بدهد لذا در مورد اُمِ ولد امام میفرماید حجةالاسلام نیست. اما اگر همین اُمّ ولد قبل از اینکه مولا بمیرد، این از دنیا رفته او هم داخل در تحت مملوک است و حجةالاسلام را انجام داده، درست شد.
پس وفق بین روایتی که در اُمّ ولد میفرمایند حجةالاسلام نیست و بین آن روایاتی که میفرماید مملوک، قاعدۀ کلی مملوک هم درست شد مشخص شد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
- ـ وسائل الشیعة، ج 11، ص 50.

