جلسه ۱۸
7تلمیذ: حالا فقط در خود ایام حج شخص که وارد مکه میشود.
استاد: در خود روز نهم، بالاتر از این، حج واجب نیست. آن چیزی که واجب است دخول الحرم است معتمراً.
تلمیذ: آن شخصی که الان درک کرده ایام حج را، الان در خود مکه است و لو اینکه عمره را قبلاً انجام داده، حج برایش واجب نیست؟
استاد: نه! حج واجب است با شرایط خودش.
تلمیذ: این شرایط را ندارد که میخواهد برود منی و برگردد.
استاد: بله! حالا میگوید مریضم، ضعف دارم، حوصلۀ سنگ زدن ندارم، نمیدانم از این چیزها، ممکن است یک جهتی حالا دارد.
تلمیذ: نه! با آن مبنایی که حضرتعالی دارید در باب استطاعت.
استاد: نه! ببینید ما نسبت به آن قضیه که صحبت نمیکنیم. امام علیهالسلام میفرمایند که با این شرایط این نیّت ندارد. ما در فرق بین دو روایت داریم میگوییم؛ در یک روایت راجع به جمّال میفرمایند: یُجزیه عن حجةالاسلام، در یک روایت حضرت میفرمایند: لایجزی، این باید دوباره برود انجام بدهد یعنی یَجبُ علیه الاعادة، در کجا این تفاوت حاصل میشود؟
آن موردی که یُجزیه است، در صورتی است که آن جمّال خودش استطاعت ندارد، آن معسر است، فرض کنید که پول خیلی ندارد که به او بدهد، شخص معسر است. مثل آن أحَجَّ بِه بعضُ إخوانه، منتهی آنها سوار راحلهاش میکنند این نه، این جمّال از روی ناچاری دارد این را انجام میدهد نه ازروی دلخواه، بطوریکه اگر اینها نمیبردند او هم نمیرفت. ولی أحَجَّ بِه بعضُ إخوانه، خودش نیّت دارد، یعنی خودش میخواهد برود، منتهی نمیتواند. میگویند: بیا با هم برویم، برای این هم حالا فرق نمیکند چه سفر مکه کرایه بدهد چه سفر کالیفرنیا کرایه بدهد، ـ البته کالیفرنیا که از دریا میگذرد نمیشود ـ هر دو برایش یکی است. خب دیگه حالا بار خورده، بار خورده حالا راه جدهّ و مکه پیش آمده، این قصد حج ندارد. این میگوید که اینها پول میدهند و آن صاحبش مثلاً فرض کنید که گفته اینها را ببر مثل یک جمّالی که میگوید اینها را ببر. ولی اگر همین شخص مسأله را بداند و نیّت حج بکند، این استطاعت برایش صدق میکند. بله! آن مطلبی که شما میفرمایید درست است.

