جلسه ۱۸
5فعلاً در مرتبۀ قبل بیاییم با شیخ حسابمان را تسویه کنیم. اوّل یکی یکی خلاصه بیایم جلو تا برسیم. همانطور صاحب جواهر، صاحب جواهر همینطور نظر شیخ را دارد. باصطلاح بحث فقهی فقها را بعد از این بحث روائی میآییم مطرح میکنیم ولی خب نظر ایشان هم همین است. و او این است که در این روایات که خواندیم همه یا تصریح داشت یا ظهور در وجوب داشت. ما در روایات چیزی به نام استحباب ندیدیم، اگر شما دیدید به ما هم نشان بدهید، همه اینها وجوب و «علیه اعادة الحج» بود؛ عرض کردم اعاده در مورد مصلحت تدارک نشده میآید.
«یَجبُ علیه الحج» یا «یَجبُ» یا «واجبٌ» یا «علیه الاعادة» و یا «فلیحجّ»، همۀ اینها ظهور یا تصریح در مورد وجوب دارد، تصریح در مورد الزام دارد؛ و الزام با استحباب و لو به استحباب اکید منافات دارد و تباین دارد. یعنی ماهیت الزام با ماهیت استحباب و لو اکیداً، ماهیت متباین است و در این شکی نیست.
در این روایات اگر صحبت، صحبت حجةالاسلام نبود، خب کار ما راحت بود. فرض کن امام میفرمایند: حجش درست است ولی حجةالاسلام نیست، خب پس اشکال ندارد و حج درست است. مثل صلاتی که صبی میخواند که هم مأجوره است و مثاب؛ ولکن این صلاة صَبی با صلاة بالغ تفاوت دارد. درحالتیکه امام علیهالسلام در بعضی از این روایات میفرماید: این حجةالاسلام انجام داده، «فقد أجزأه عن حجةالاسلام» یا در مورد عبدی که این عبد حج انجام بدهد، حضرت میفرمایند که تا مادامی که در عتق است این به جای حجةالاسلام حساب میشود. در مورد اُمّ ولد حضرت میفرمایند که این از حجةالاسلام حساب میشود؛ ولی وقتی که مولای او مُرد، این از ارث آن مولا چون آزاد میشود، دوباره باید برود آن حج را انجام بدهد. یَجِبُ، واجب است.
پس بنابراین ما دیدیم که موارد مختلفی در اینجا با وجود کفایت از حجةالاسلام وجود دارد ولکن عبارت حجةالاسلام را حضرت در اینجا ذکر کردهاند که همین امر باعث شده که امثال مرحوم شیخ در اینجا به اشتباه بیافتند.

