جلسه ۱۸
4بله! روایت دیگر هم است که در این روایت تصریح شده روایت «مُحَمَّدِ بْنِ أَبِینَصْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أبِیحَمْزَةَ عَنْ أبِیبَصِیرٍ عَنْ أبِیعَبْدِاللَه علیهالسلام قَالَ: لَوْ أنَّ رَجُلًا مُعْسِراً أحَجَّهُ رَجُلٌ، کَانَتْ لَهُ حَجَّةٌ؛ فَإنْ أیْسَرَ بَعْدَ ذَلِکَ، کَانَ عَلَیْهِ الْحَج. وَ کَذَلِکَ النَّاصِبُ إذَا عَرَفَ، فَعَلَیْهِ الْحَجُّ وَ إنْ کَانَ قَدْ حَجَّ.»1 این هم یک روایت دیگر، حالا به ناصب کاری نداریم. ولی در آن روایت که شخص معسر باشد، هم حضرت تصریح فرمودند که «یَحِبُ علیه الحج». این مسائلی که در اینجا بود.
در مورد عبد هم که ما در آنجا گفتیم که منوط است به چیز که روایت، روایت صفوان بود.
دیروز عرض کردیم که «المملوک إذا حجّ» البته این روایت، روایت موسى بن جعفر علیهالسلام است که فرمودند: «المَمْلُوکُ إذَا حَجَّ ثُمَّ أُعْتِقَ فَإنَّ عَلَیْهِ إعَادَةَ الحَجِّ.»2 خب این دلالت بر وجوب دارد.
و یا اینکه فرض کنید که در اینجا در روایت بعد دارد که از امام صادق است که میفرماید: «الْمَمْلُوکُ إذَا حَجَّ وَ هُوَ مَمْلُوکٌ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أنْ یُعْتَقَ، أجْزَأهُ ذَلِکَ الْحَجُّ. فَإنْ أُعْتِقَ أعَادَ الْحَجَّ.»3 یعنی حجةالاسلام است دیگر. این روایت هم باز تصریح بر وجوب اعاده حج است بعد العتق.
این روایاتی که در اینجا هست به اضافۀ روایت ناصب. در مورد ناصب، دو یا سه روایت است که این روایات مضامینشان یک کمی با هم اختلاف دارند. در مورد ناصب حضرت میفرماید که «علیه الحج»؛ مثل آن شخص معسر که فقیر است و در حال اعسار این حج را انجام میدهد [و بعدا در صورت یسر باید حجةالإسلام را به جا آورد]. در یک روایت دارد، ظاهراً دو سه روایت هست، در یکی میفرماید که «إنّی لا اُحُبّ»، من این حج را دوست ندارم؛ یا «إنّی أکرَهُ ذلک الحج»، من خوشم نمیآید از این حج. این «إنّی لا أُحبّ» یا «إنّی أکرَهُ» چه معنایی دارد، حالا این را میگذاریم برای مرتبۀ بعد.
- ـ الکافی، ج 4، ص 273.
- ـ وسایل الشیعة، ج 11، ص 49.
- ـ وسایل الشیعة، ج 11، ص 50.

