جلسه ۱۸
11اینها تصورشان این است که حجةالاسلام، یک چیز کلاه و عمامهای است که ردایی است که وقتی آمد به این پوشید، چفت میگیرد این آقا را و دیگر این ردا و لباس را نمیتواند از تنش بکند. درحالتیکه نه، حج است، رفته و انجام داده، مصلحت حج هم الان در آن آمده در یک چنین وضعیت؛ وقتی که این الان حّر میشود، این حّر شدنش یک آثار تکوینی که همچنان در او بوجود میآورد و خود را مختار میبیند نفساً، یک آثارتشریعی هم آن حّریت و خروج از اعتاق برای او بوجود میآورد که نتیجۀ آن آثار تشریعی، اعادة الحج است در صورت استطاعت.
تلمیذ: اعاده نماز و احکامی که در حال رِقیّت است احکام وضعی است و نماز از احکام وضعی است؛ ولی حج از احکام وضعی نیست، بلکه تکلیفی است؟
استاد: در کدام؟
تلمیذ: در مثل مالکیت و زوجیت و اینها؟
استاد: وضعی هم، از نوع شرع حکم تکلیفی است و چه فرقی میکند، یکی است و از آن نشأت گرفته. در مورد نمازها و اینها دلیل نداریم، نداریم که اصلا بلکه بر خلافش است؛ در مورد انفاقهایی که میکند به اذن مولا، نیاز به اعاده ندارد؛ در مورد فرض کنید قضا از صوم، کفاراتی که اینها را میدهد همه بر عهدۀ مولا بوده و نیازی به تکرار اعاده ندارد؛ ولی خصوص حج، نبودید شما آن روز که من راجع به کیفیت چیز حالا این را دوباره اعاده میکنیم؟
تلمیذ: فرق بین بذل و حجةالاسلام؟
استاد: بله! بله! مثل اینکه آن روز من یک اشارهای کردم که مسأله حج در آن یک استقلال خوابیده، حرّیت در حرکت خوابیده. بله! به این لحاظ امام در آن جایی که شخص بذل میکند، میفرماید که واجب نیست؛ ولی در اینکه اَحجُّ فلان، عتق هم همین مسأله میشود، اَحجُّ هم همین میشود، نصب هم همین میشود؛ فرض بکنید اینها همه به همین محوریت دور میزند. این محوریت را ما ثابت بکنیم تمام آنچه را که بر حول این محور میگردد همه ثابت میشود، گرچه امام هم نفرماید، چون ملاک همین ملاک واحد میشود.

