جلسه ۱۸
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
راجع به کیفیت زاد دیروز خدمت رفقا روایاتش بیان شد و عرض شد که منظور از زاد یا قوت عبارت است از همان نحوۀ تغذّی که انسان میتواند بقای خودش را به واسطۀ آن تغذّی تضمین کند؛ فقط همین مقدار و بیش از این مکلّف نیست.
و امّا مسأله اساسی راجع به بذل است و کیفیت تعلّق وجوب؛ و یا اینکه در مورد حمل یک روایت بود که دلالت بر وجوب میکرد و نظایرش هم هست. مثلا اگر مُراهق و غیر بالغ حج انجام بدهد، در روایت داریم که او باید دوباره حج را انجام بدهد. مثل روایت کافی «عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ شِهَابٍ عَنْ أبِیعبداللَه قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ ابْنِ عَشْرِ سِنِینَ یَحُجُّ. قَالَ: عَلَیْهِ حَجَّةُالْإسْلَامِ إذَا احْتَلَمَ وَ کَذَلِکَ الجَارِیَةُ عَلَیْهَا الحَجُّ إذَا طَمِثَتْ».1 و این دلالت بر وجوب [انجام حجةالإسلام] میکند، چون شرط حج که بلوغ است در اینجا تحقق پیدا نکرده است.
یا در روایت «مِسْمَعِ بْنِ عَبْدالمَلِکِ عَنْ أبِیعبداللَه علیهالسلام قَالَ: لَوْ أَنَّ عَبْداً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ کَانَتْ عَلَیْهِ حَجَّةُالْإسْلَامِ أیْضاً إذَا اسْتَطَاعَ إلَى ذَلِکَ سَبِیلًا؛ وَ لَوْ أنَّ غُلَاماً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ ثُمَّ احْتَلَمَ کانَتْ عَلَیْهِ فَرِیضَةُ الْإسْلَامِ؛ وَ لَوْ أنَّ مَمْلُوکاً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ ثُمَّ أُعْتِقَ کَانَتْ عَلَیْهِ فَرِیضَةُ الْإسْلَامِ إذَا اسْتَطَاعَ إلَیْهِ سَبِیلًا».2 در اینجا دلالت بر وجوب حج میکند در زمان بعد الاعتاق.
یا اینکه در مورد شخصی که فقیر است و او را میبرند، این روایت هم نظیر آن هست. روایت «الفَضْلِ بْنِ عَبْدِالْمَلِکِ عَنْ أبِیعبداللَه علیهالسلام ـ که باز این روایت در کافی است ـ قَالَ سَألتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَمْ یَکُنْ لَهُ مَالٌ ـ این روایت مهمی است در فتوی ـ فَحَجَّ بِهِ أُنَاسٌ مِنْ أصْحَابِهِ ـ این با روایت بذل فرق میکند، بذل در اینجا نیست؛ همینطور که فرقش را گفتیم در اینجا «فحجّ به» است ـ أَ قَضَى حَجَّةَالْإسْلَام؟ قَالَ: نَعَمْ! ـ حالا این حجةالاسلام اش را کاری نداریم که، چطور حجةالاسلام است؛ ما به وجوب حجّ بعد الاستطاعة کار داریم ـ فَإذَا أیْسَرَ بَعْدَ ذَلِک، فَعَلَیْهِ أنْ یَحُجَّ. ـ «فَعلَیه» دلالت بر وجوب دارد ـ قُلْتُ: وَ هَلْ تَکُونُ حَجَّتُهُ تِلْکَ تَامَّةً أوْ نَاقِصَةً إذَا لَمْ یَکُنْ حَجَّ مِنْ مَالِهِ؟ ـ آن حجی که انجام داده، تام بوده یا ناقصه بوده است؟ حضرت میفرماید: حجش تام است. ببینید من روی چه مطالبی دارم دقت میکنم!! حضرت میفرماید: حجش تام بوده است. مگر چند تا تام داریم؟! ـ قَالَ: نَعَمْ! یُقْضَى عَنْهُ حَجَّةُالإسْلَام وَ تَکُونُ تَامَّةً وَ لَیْسَتْ بِنَاقِصَةٍ وَ إنْ أیْسَرَ فَلْیَحُجَّ.»3 حجةالاسلام را انجام داده و حجش درست است. اگر «أیْسَرَ»، باید برود حج را انجام بدهد؛ وقتی استطاعت پیدا کرد باید حج را برود. اینجا آقایان میگویند حج مستحب است، چون دو تا حج تام که نداریم. اگر این مصلحت ملزمه در آن تدارک شده خیلی خب، مگر چند تا مصلحت وجود دارد؟ یک مصلحت ملزمه بوده و الزام به حج کرده، خب الان هم رفته این را انجام داده دیگر، وقتی که انجام داده بریءُ الذمّة شده. این «وَ إنْ أیْسَرَ فَلْیَحُجَّ» دلالت بر چه میکند؟ دلالت بر استحباب میکند. درحالتیکه ظهور روایت بر وجوب است؛ حتی ظهور هم نه، شاید مثلاً صراحت باشد. چون «فَلْیَحُجَّ» در اینجا داریم و در یک جا «یَجِبُ» داریم.
- ـ الکافی، ج 4، ص 276.
- ـ الکافی، ج 4، ص 278.
- ـ الکافی، ج 4، ص 274.

