جلسه ۱۸
6[موارد عبارتند از] یکی در شخصی که مُعسر باشد؛ دوم در اجیر «و أحجَّهُ بعضُ إخوانه»؛ سوم در جمّال، جمّالی که برود برای اینکه حج را انجام بدهد. که در آن جمّال هم گفتیم که فرق است بین اینکه جمّال خودش نیّت حج داشته باشد؛ یا اینکه نه نیّت حج ندارد، فقط میخواهد شترهایش را ببرد. به دو نحو است؛ اگر نیّت حج داشته باشد، آن حج انجام میدهد و اشکال ندارد؛ چون آنکه برای حج لازم است طی طریق است. طی طریق را هم خودش سوار شتر میشود، حالا پیاده هم میرود. خیلی از جمّالها پیاده میرفتند، اصلاً عادت ایشان این بود. خب «إن استطاع مشیاً» در اینجا صدق میکند. خب این از شرط برای استطاعت که حاصل شد.
از آن طرف زاد و راحله هم دارد. خب آن چیزی که به او میدهند، کرایهای که به او میدهند، افرادی که به او میدهند؛ این هم زاد است. پس بنابراین یَجبُ علیه الحج در اینجا چیز نیست، مگر اینکه در اینجا بگوییم که آن جمّال اصلاً نیّت حج نداشته؛ حالا به خاطر چه بوده، سختی راه بوده، یا به خاطر هر چه بوده. یا به خاطر اینکه مثلاً مسأله را نمیداند، چون ممکن است اصلاً فرض کنید که مسأله را نمیدانسته. نیّت حج نداشته، آنجا که رسیده گفته حالا که ما تا اینجا آمدیم خب حالا دو تا حوله هم میاندازیم روی دوشمان، دیگر کاری ندارد، دیگر مسألهایی ندارد که.
تلمیذ: آنجا که برسد، حج برایش واجب عینی میشود و نمیتواند تخلف کند.
استاد: چرا؟
تلمیذ: وقتی رسیده به مرز احرام ـ میقات ـ شخص میتواند بگوید من نمیخواهم بروم؟
استاد: بله! میتواند عمره انجام بدهد، حج انجام ندهد.
تلمیذ: در ایاّم حج؟
استاد: عمرۀ مفرده بله، کسیکه نیّت ... .
تلمیذ: یعنی تا آن خود ایام حج هم بگذرد، مکه هم وارد بشود؟
استاد: بله! به مکه وارد میشود. شخص به عنوان عمره، نیّت برای حج ندارد؛ نیّت فقط عمره دارد.

