اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۸

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ(4) - ۲۷/۴/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۱۸

3
  • خب حالا مرحوم شیخ هم همین را می‌گوید؛ خدایا! یک واجب از ما طلب داشتی، آن هم طلبت را دادیم دیگر چی؟! چرا بعدش دوباره حجةالاسلام برویم انجام بدهیم؟ پس منظور حضرت در این‌جا استحباب است؛ «وَ الْمُعْسِرُ إذَا حَجَّ عَنْ غَیْرِهِ فَقَدْ أجْزَأَهُ ذَلِک» این هم یک مطلب دیگر.

  • یک روایتی هم خدمت شما عرض کردیم که شخص معسر این حج را انجام بدهد و این از حجةالاسلام قبول می‌شود ولکن وقتی که در یُسر شد باید حج انجام بدهد و عجیب این‌جا است که مرحوم شیخ می‌فرماید: واجب است. جناب مرحوم شیخ شما چطور این‌جا می‌فرمایید واجب است؟ چطور شما قبلاً گفتید مستحب است و بعد در این‌جا واجب است؟! این‌جاست که باید یک فقیه روایات را کنار هم قرار بدهد تا متوجه بشود که مقصود امام علیه‌السلام چیست؟

  • روایت، روایت صحیح السند است و سندش هیچ اشکالی ندارد «محَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إبْرَاهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنِ ابْنِ أبِی‌عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ ـ یکی از یکی بهتر ـ قَالَ: سَأَلْتُ أبَاعَبْدِاللَه علیه‌السلام عَنْ رَجُلٍ حَجَّ عَنْ غَیْرِهِ ـ خودش حج انجام نداده، از غیر خودش انجام داده؛ لابد معسر بوده و یا نیابتاً بوده ـ یُجْزِیهِ ذَلِکَ عَنْ حَجَّةِ الإسْلامِ؟ قَالَ: نَعَمْ! ـ تصریح می‌کند این حج، حجةالاسلام به حساب می‌آید ـ قُلْتُ: حَجَّةُ الجَمَّالِ تَامَّةٌ أوْ نَاقِصَةٌ؟ قَالَ: تَامَّة. ـ البته این به ضمیمه روایت بعد است، جمّال آن کسی است که شتر را می‌برد و حجش، حج تام است. ـ قُلْتُ: حَجَّةُ الأجیر تَامَّةٌ أوْ نَاقِصَةٌ؟ قَالَ: تَامَّة.»1 حجّ اجیر که همان نائب باشد، آن هم چیست؟ حجش، تام است. یا اجیر نه به عنوان نیابت، اجیر به عنوان کمک، مساعد؛ افراد با خودشان می‌بردند که کارشان را انجام بدهد یا به اصطلاح می‌توانیم بگوییم خادم. خب این روایت را الان در نظر بگیرید.

  • روایت بعدی حضرت می‌فرمایند: «عَنْ آدَمَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أبِی‌الْحَسَنِ علیه‌السلام ـ که ظاهراً این أباالحسن، منظور امام رضا باشد این‌طوری که ازسهل روایت شده؛ زیرا او از امام رضا نقل می‌کند ـ قَالَ: مَنْ حَجَّ عَنْ إنْسَانٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ مَالٌ یَحُجُّ به، أَجْزَأَتْ عَنْهُ حَتَّى یَرْزُقَهُ اللَه مَا یَحُجُّ بِهِ وَ یَجِبَ عَلَیْهِ الْحَجُّ.»2 این تصریح به حج عن مستقبلٍ در صورت یُسر و ایسار هست. بالا حضرت فرمودند که این حجةالاسلام حساب می‌شود. این‌جا حضرت می‌فرمایند که این مُجزی هست تا وقت زوال عسر. پس از عسر این حج برای او واجب می‌شود، چطور این دو تا را باید با هم جمع کرد با آن مطلب؟ این‌جا که حجةالاسلام است چطوری می‌شود قضیه؟!

    1. ـ الکافی، ج 4، ص 275.
    2. ـ وسایل الشیعة، ج 11، ص 55.