جلسه ۱۸
2لذا مرحوم شیخ طوسی دراینجا فتوای به استحباب میدهد و میفرماید: «قوله علیهالسلام: وَ إنْ أیْسَرَ فَلْیَحُجَّ، مَحْمُولٌ عَلَى سَبِیلِ الِاسْتِحْبَابِ. یَدُلُّ عَلَى ذَلِکَ الْخَبَرُ الْأَوَّلُ؛ وَ قَوْلُهُ علیهالسلام فِی هَذَا الْخَبَرِ أَیْضاً: قَدْ قَضَى حَجَّةَالْإسْلَام وَ تَکُونُ تَامَّةً وَ لَیْسَتْ بِنَاقِصَةٍ» ـ خب با همۀ این عبارات پس دیگر معنا ندارد حج، حج واجب باشد؛ «قضی حجةالإسلام» حجةالإسلام را انجام داده «وَ تَکُونُ تَامَّةً وَ لَیْسَتْ بِنَاقِصَةٍ»، پس باز هم بگوییم واجب است! «وَ إنْ أیْسَرَ» در روایت آمده، پس باید بگوییم مستحب است. ـ یَدُلُّ عَلَى مَا ذَکَرْنَاهُ. وَ مَا أتْبَعَ مِنْ قَوْلِهِ علیهالسلام: وَ إنْ أیْسَرَ فَلْیَحُجَّ، المُرَادُ به مَا ذَکَرْنَاهُ مِنَ الإسْتِحْبَابِ؛ لأنَّهُ إذَا قَضَى حَجَّةَالإسْلَامِ فَلَیْسَ بَعْدَ ذَلِکَ إلاَّ النَّدْبُ وَ الإسْتِحْبَابِ وَ الْمُعْسِرُ إذَا حَجَّ عَنْ غَیْرِهِ فَقَدْ أجْزَأَهُ ذَلِک.»1
ما یک واجب داریم و وقتی که واجب را اتیان کرد، خب بعدش مستحب میشود دیگر؛ دو تا واجب که نداریم. خدا میگوید نماز ظهر را بخوان، بعد بگوید دوباره نماز ظهر را اعاده کن، یک وجوب دیگر بیاید بگوید دفعه سوم هم بخوان. چه خبره بابا یک دفعه واجب است ما خواندیم، حالا میخواهی ما زیاد نماز بخوانیم خیلی خب مخلصتیم، اما نه دیگر اینکه واجب باشد بگویی حتماً باید خوانده شود. میخوانیم برای تو، غصه نخور خدایا! دو دفعه هم میخوانیم بخواهی، سه دفعه هم میخوانیم.
دکتر سجادی به من میگفت: به سفر حج رفتم، آن آخوند کاروان نوبت نماز طواف نساء و اینها که شد، گفت: قرائت شما باید اینطور باشد، حمد شما اینطور باشد و فلان. میگفت: کاری کرد بر سر من که من 17 بار نماز طواف نساء خواندم. میگفت: حج را ما انجام دادیم، ولی آمدم کنار کعبه نگهش داشتم و گفتم: بدان روز قیامت من جلو جدّم میآیم میگیرمت، این طوری نیست! یا میگویم این حرفهایی که این زد درست است و روز قیامت من از دین جدّم برمیگردم یا اینکه دادِ مرا از این بگیر که من 17 دفعه نماز طواف نساء خواندم.
- ـ تهذیب الاحکام، ج 5، ص 7.

