اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۸

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ(4) - ۲۷/۴/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۱۸

12
  • تلمیذ: پس وجوب حج به مکلّف و غیر مکلّف‌ نرفته، یعنی اوصاف مکلف در این‌جا تغییر کرده؟

  • استاد: بیینید همین که شما می‌گویید مکلّف، تمام شد و لازم نیست بگویید اوصاف خاص مکلف. مکلّف چیست؟ شخصی است که تکلیف خاص بر او تعلق بگیرد، حالا آن تکلیف چیست؟ هر شخصی مال خودش است. به زن یک تکلیف تعلق می‌گیرد و به مرد یک تکلیف تعلق می‌گیرد؛ به مریض یک تکلیف تعلّق می‌گیرد به صحیح هم یک تکلیف؛ به مسافر یک تکلیف تعلق می‌گیرد به حاضر هم یک تکلیف. همین که شما گفتید مکلّف، نه این‌که مکلّف هم یک چیز عجیب و غریبی باشد که لا یَفَّرُ منه. مکلف شخصی است که شأنیت تعلق تکلیف از مرتبۀ انشاء به مرتبۀ فعلیّت برای او حاصل است، این می‌شود مکلّف.

  • حالا فرض کنید که یک کسی هست اصلاً قابلیت ندارد، شأنیت ندارد؛ کسی که اصلاً قابلیت ندارد، اصلاً تکلیف ندارد. ما چند سال پیش یادم است بحث اصولی و نظری کردیم که تکلیف شرعی اصلاً ما نداریم. فرض کنید برای کسی که کور است این خطاب قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ ... ﴿النور، 30﴾

  • اصلاً شامل او نمی‌شود، نه این‌که شامل می‌شود و الان مانع دارد. شما ببینید یعنی آن مکلّف نیست، هذا لیس بمُکلّفٍ. یا کسی‌که فرض کنید که تکویناً وسیله و سبب برای اِعمال بعضی از محرمات را ندارد، این اصلاً تکلیف شامل او نمی‌شود؛ چون تکلیف که نمی‌شود لغو باشد.

  • در این‌جا هم مسأله همین‌طور است. الان در این شرایط این مکلف به چیست؟ مکلف به حجةالاسلام است. وقتی مولا می‌گوید به عبد که حج انجام بده، عبد نمی‌تواند انجام ندهد؛ اگر عبد در آن حال بمیرد عقاب می‌شود به دو عقاب! یکی این‌که مخالف حرف مولا را کرده، دوم اینکه حجةالاسلام‌اش را انجام نداده. اما همین عبد فردا که از حج برمی‌گردد، مولا می‌گوید: آزادت می‌کنم؛ خدا می‌گوید: سال دیگر باید بروی حج. این حجة‌الاسلام به جای خود و یک حجةالاسلام در حال حرّیت. یعنی یک حج واجب دیگر، آن وقت اسم آن می‌شود حجةالاسلام. بشود حجةالاسلام، چه اشکالی دارد؟! صدتا هم بشود حجة‌الاسلام. یک حج آن‌جا واجب است یک حج این‌جا.