جلسه ۱۸
10ولی حالا ما به این روایت که یَجِبُ مرةً واحدة است کار داریم. این مرةً واحدة که حجةالاسلام هست و وقتی که تام است بنابر فرمایش امام علیهالسلام، چطور غیر مجزی است؟ ما باید بین این جمع کنیم، جمعش چگونه است؟ جمعش خیلی راحت است و این است که حجةالاسلام مجزی است در شرایط خاص خودش. مُکَلَّف در حین عتق این یک تکلیف خاص خودش را دارد؛ حجةالاسلام در حین عتق، حجةالاسلام است و تامةٌ و لا شکَّ فی أنّ هذا مُکَلَّفٌ فی حالِ العتق و قضی حجةالاسلام و هو تامةٌ و لیس علیه شیء کما أنَّ العبد فی هذا العتق له احکام خاصّة، مانند عدم تملک، عدم اجازه خروج الا باذن مولا و عدم تصرف در اموال مولا، تمام اینها چیست؟ در حال عتق است. احدی از این احکام کفایت حجةالاسلام میکند در حال عتق.
بسیار خب! وقتی که از عتق خارج شد موضوع عوض میشود. نه اینکه یک حجةالاسلام انجام داده و دیگر کافی است، حجةالاسلام در حال عتق را اتیان کرده و اگر با همین حال بمیرد، یُحشَرُ یوم القیامة حاجَّاً بحجةالاسلام و لا حاجّاً بحجة إستحبابیٍّ أو حجة تأکیدیٍّ أو حجة فی حال الصبابة و الصَغَر، بل یُحشَرُ یوم القیامة بحجةالاسلام، این حجةالاسلام را انجام داده و تمام شد.
وقتی که موضوع عوض میشود، وقتی که شخص از عتق خارج میشود و حر میشود تکلیف هم عوض میشود. همانطوری که نسبت به تصرفات خودش مختار و مالک است، همانطوری که نسبت به ازدواج و عدم ازدواج خودش اختیار دارد ـ چون ازدواج عبد به اذن مولا باید باشد بدبخت عبدها! ـ یا نمیدانم فرض بکنید نسبت به سایر موارد و تصرفات و اینها هست، همانطور که این انقلاب در تکلیف برای او حاصل میشود، انقلاب در حج هم برای او حاصل میشود. این حجةالاسلام اش الان مشروط میشود به حالت استطاعت، این چه اشکال دارد؟
حالا این فقها مانند شیخ طوسی تصور کردند حجةالاسلام یک چیز قلُمبه و سلمبهای است ـ مثل اینکه تعبیر اصطلاحی هر چه بزرگتر باشد مطلب فرق میکند ـ که این حجةالاسلام، همین حج خودمان، همین حجی که اولش لبیک است و آخرش هم نماز طواف است، صلاة زنها است، درست شد. این حج با این خصوصیاتش چیست؟ حج است، مستحب باشد حج است، واجب باشد حج است، اجیر باشد حج است، نائب باشد حج است، همهاش حج است، این حج یکی است. حالا کسی که با شرایط استطاعت دارد اسم این را میگذارد حجةالاسلام، و این چیز دیگری ندارد.

