جلسه ۱۷
8مثل اینکه بگویند: وقتی میخواهید بروید تهران، مواظب باشید که ماشینتان بنزین داشته باشد. آن وقت بعد میگویند: خب برای فلان کار هر روز بروید هفتهای یکروزش واجب است؛ ولی اگر هر روز بتوانی بروی، هر روز این تهران را برو. خب هر روز برو تهران یعنی بنزین نزن! همان تهران رفتن یک روز در هفته فرض کنید که 20 لیتر بنزین میخواهد، همان هم در مستحبش میخواهد و تفاوت نمیکند. چرا؟ چون ماشین بنزین میخواهد. بنزین نزنی از قم نمیتوانی راه بیفتی. آن وقت امام علیهالسلام چطور در مورد حج مستحب میگوید: اطعم عیالک الخَلَّ و الزِّیت، ولی در مورد حج واجب میگوید: نه! منظور از قوت چیز دیگر است. درحالتیکه فرق نمیکند و هر دو یکی است.
پس بنابراین استطاعتی که در اینجا هست یعنی همان معنای قدرت بر حیات. این قدرت بر حیات در افراد مختلف است؛ افراد ضعیف المزاج هستند، افراد قوی المزاج هستند، افراد متوسط المزاج هستند، افرادی هستند که صحیحاند و افرادی هستند که مریضاند، ناراحتی معده دارند، اثنی عشر دارند، فرض کنید که ورم روده دارند. اینها غذای نان و ملح نمیتوانند بخورند، حتما باید فرض کنید که غذایشان باید کباب باشد، خب! بله استطاعت در مورد آنها در غذا فرق میکند. اما کسی که صحیح المزاج است، قوی البنیة است و قدرت بر حیات دارد، استطاعت او به این کیفیت هست یعنی همان خلّ و زیت بخورد، یا فرض کنید نان و ملح بخورد و برود در آنجا اگر میتواند حضرت نمیفرمایند: حتما بخور؛ اگر میتوانی، إنِ اسْتَطَعْتَ، این معنایش چیست؟ معنایش این است که در مورد وجوب هم همین است.
پس زادی که در مورد وجوب در روایات آمده است، این مقصود از زاد چیست؟ فقط عبارت است از قوتی که هر شخص به میزان و مقدار قدرتش و به مقدار تحملّش و توانش بتواند بواسطه او این اعمال را و این مناسک را انجام دهد؛ این معنا، معنای زاد است.

