جلسه ۱۷
7مجتهد وقتی که میخواهد فتوی بدهد و در مسأله نظر کند، ببینید به چه چیزهایی من دارم فکر میکنم، اینطور باید رفت و ریشهیابی کرد و کلام امام را به دست آورد تا فهمید روایات که در کنار هم هستند؛ تعارض ندارند و بلکه همه تأییدند.
وقتی که امام میفرماید این حج که همان است، نفَس که همان نفَس را میکشد، کعبه که کوچک نشده در موقع حج، حجم کعبه همان مقدار است، مطاف همان مقدار است، عرفات همان مقدار است، سختیهای رفتن به عرفات، مشکلات و صعوبات در منی، رمی و امثال ذلک هیچ فرقی نکرده؛ فقط فرقش در استحباب و وجوب است. یعنی عین این اعمال و عبادات و مناسکی که برای واجب است؛ عین همان اعمال و مناسک در استحباب انجام میشود، بدون یک ذره اختلاف، درست شد! حالا امام علیهالسلام میفرماید این عمل را باید بروی و انجام بدهی مستحباً ـ استحبابش را ما انتزاع میکنیم، کلَّ سنة یعنی مستحب ـ. این استحبابی که باید بروی انجام بدهی ـ البته امروز دیگر بحث استحباب نمیشود، دیشب فکر میکردم که باید بیاییم یک کمی در مورد قضیه استحباب اصلا صحبت کنیم ـ، اصلا استحباب، منظور یعنی چیست؟ استحبابی که میگویند مستحب و مکروه، چیست؟
حضرت که نمیفرماید: تحجّ کل سنة مستحبا. نه! ما این استحباب را انتزاع میکنیم، درست شد! حضرت میفرمایند. «إنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَأکُلَ الْخُبْزَ وَ الْمِلْحَ وَ تَحُجَّ فِی کُلِّ سَنَةٍ فَافْعَلْ». این «إفعل» ی که امام علیهالسلام میفرمایند و این تحریکی که امام علیهالسلام میکند بر این که باید هر سال به این نحو انجام بدهی، چطور در موقع وجوب یک همچنین تحریکی نیست؟ چه طور میشود فکر کرد؟ یعنی در موقع واجب، أکل خبز و ملح کفایت نمیکند؛ حتماً باید یک بقر کنارت باشد و یک دانه ابل هم این طرف باشد، جمل باشد، یک گله گوسفند هم از پشت سر بیاید و إلّا أکل خبز و ملح کفایت در وجوب نمیکند. چرا؟ چه فرقی میکند؟ اینکه عمل هر دو یکی است؟

