جلسه ۱۷
5خب آقای فلان و فلان و افرادی از این قبیل گیرم بر اینکه حجّةالإسلام بر شما بواسطه آن استطاعت کذایی واجب نبود. آیا شما استحباب هم نمیتوانستید بروید چلاق بودید؟ بله! گیرم که خیلی خب باید آن استطاعت بیاید که به اندازه یک میلیون دلار پول ایاب ذهاب و اینها حداقل ده پانزده نفر، یک میلیون دلار نیامدند بذل کنند یک میلیارد دلار، ده میلیون دلار بذل نکردند خیلی خب همین بذل عادی کردند که بروید و به این مقدار هم استطاعت حاصل است. آیا رفتن به حج اینقدر ارزش نداشت که با این روایات حج مستحب بروید، بعد هم هر وقت مستطیع شدید حجةالإسلام را انجام بدهید؟ چرا تا آخر عمر نرفتید؟! چرا خودتان را از این نعمت و از این فیض عظما محروم کردید و به دیگران هم این چنین یاد میدهید و دیگران را هم محروم میکنید؟! «ضلّوا و أضلّوا» هر دو، هم ضلّوا و هم أضلّوا. بلند میشدید استحباب میرفتید مگر چه اشکال داشت؟ مگر شما نماز مستحب نمیخوانید؟ مگر نافله نمیخوانید؟ مگر شما انفاقات مستحب نمیکنید؟ مگر این همه استحبابات داریم گرچه مستطیع نیستید، ولی الان بعنوان استحباب بلند میشدید. شما این روایات را ندید؟ دیدید! چرا عمل نکردید؟ این است «إذَا رَغِبَ عَنْکُمْ أَهْلُ الدُّنْیَا».
وقتی کسی از مکتب اهل بیت دور شد، خدا او را به خودش واگذار میکند. دیگر آن حکم، آن اصالت و واقعیت برای او جلوه ندارد، کم رنگ میشود، اهمیت عبادت دیگر برای او تجلی نمیکند؛ مثل نان و دوغ خوردن و پنیر و با گردو خوردن در همین حدها ـ بله! مستحب است ـ پنیر و با گردو میخوریم، یا مثلا وارد بیت الخلاء میشوید پای چپ را میگذارید. مستحب است دیگر آدم پای چپ را بگذارد در همان حد یا وقت خروج از بیت الخلاء و بعد از اداء تنحنحهای ممتد و مستمر، انسان پای راست را بیرون بگذارد. این استجاب حج در همان حد است، درست!

