جلسه ۱۶
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
راجع به مسأله زاد، همان طوری که عرض شد مسأله یک مقداری حساس است و به طور کلی در قضیه زاد ما به قدر توسعه مسألۀ «ما یحجّ به» را داخل میکنیم که هم مال را شامل شود و هم قوت را شامل بشود. نسبت به قوت عرض کردیم که در روایات راجع به قوت قائل به تسامح شده است و آنچه را که مورد نظر هست در مورد قوت، قدری قائل به سهولت هستند.
ما در یک سفری بود که برای شام از راه ترکیه میرفتیم، یکی از دوستان با همان ماشین سواری خودش بود، بعد یک جایی در یک شهر و مکانی که در آن جا بود نگه داشت، مثل اینکه مکان مقدسی بود و برکهای داشت و ماهیها در آن بودند و برای آن ماهیها گندم نذر میکردند. ماهیهایش هم ماشاللَه خیلی بزرگ بودند و شنا میکردند ـ این قدر ماهیها از کثرت، توی هم وُول میخوردند که اگر دست میزدی دو تا در میآوردی ـ و هیچ کسی هم حق نداشت اینها را بگیرد و آنها هم خیلی پروار و بزرگ شده بودند. هی میآمدند و برایشان گندم میریختند در آن برکه و آن جا هم نوشته بود مقام ابراهیم، و مشخص بود که جای روحانی هست و بعد یک ماشینی در آن جا آمد از همین اتوبوسهای ایرانیها نگه داشت، ما غذا را خورده بودیم و آمده بودیم کنار نشسته بودیم، دیدیم یک پیر زن و پیر مردی مثل اینکه مال یزد بودند، میرفتند برای زیارت حضرت زینب، کنار نگه داشتند و آمدند دو تایی رفتند کنار یک درختی و آن کیسهشان را باز کردند و ما هم نگاه میکردیم که یک مقداری نان خشک در آوردند و بعد یک کیسه دیگری را باز کردند و ظرفی را درآوردند و معلوم شد آن ظرف ماست است و ماست سفت و آب ریختند و با پونه و یک خرده کشمش و نشستند ناهارشان را خوردند. گفتیم خب بالاخره این هم یک جور غذا خوردن است دیگر و خیلی هم خوب و سالم است.

