جلسه ۱۶
6آن عبدی که مولا او را میبرد او کأنّ آن اختیار کافی و لازم را ندارد، گرچه ایمان دارد گرچه میداند گرچه از خود مولا ممکن است بهتر بفهمد و عقل و مغزش بیشتر کار کند ـ خیلی از عبدها بودند که خیلی از مولا سر بودند و مولا میآمد پیش اینها چیز یاد میگرفت ـ ولی باز از نقطه نظر ظاهر یک نقصی در اینجا وجود دارد و آن چیست؟ اینکه در تحت اطاعت آن است در تحت رقّیت آن است، اگر به او بگوید تو را نمیبرم او نمیتواند بیاید، همین مقدار کافی است، اگر به او بگوید از وسط راه تو را بر میگردانم باید بگردد چون عبد است، و حضرت ابراهیم حرّ میخواهد و اینجا حرّ میخواهد، شخص باید حرّ باشد و آزاد باشد و با اختیار خودش حجّ را انجام بدهد حالا بر طبق بعضی از شرائط، این اگر نتوانست حرّ باشد و به این کیفیت انجام بدهد، خدا میگوید این را به عنوان حجّة الإسلام از تو قبول میکنم ولی این به عنوان یک قضیه شرطیه یا وقتیه است.
تلمیذ: مثل مسأله زن که اگر شوهرش خرج کند.
استاد: «إنّ زیداً مُتحرّکُ الأصابع» شما که خواندهاید «متحرّک الأصابع مادام کاتباً، إذا لم یکن کاتباً لا تتحرّک الأصابع» یا اینکه فرض کنید که «إنَّ القمر ینکسف مادام حیلولة الأرض بینَه و بینَ الشمس» این حیلولة وقتی برود کنار، القمر لا یکون منکسفاً. الکسوف یتحقّق بحیلولة القمر بینَ الأرض و بین الشمس.
این مسأله که باید عبد این عمل را انجام بدهد در این وضعیت فعلی خب بله، این حکم میآید و بر او مستقر میشود. مولا به او امر میکند میگوید که همراه ما حجّ بیا، خب میرود و حج انجام میدهد «و فی ظرف الرِقّیه یُعَدُّ هذا الحجُّ حجّةَ الإسلام» خب در این حرفی نیست بله، این حجّة الإسلام به همین ملاک بعنوان «أنّه رُقٌ یبقی معه حجّة الإسلام، بعنوان أنّه رِقٌ، فی ظرف الرقیه و حجّةُ الإسلام مقیَّدَةً بهذا القید و موصوفةً بهذا الوصف» این حجّة الإسلام موصوف به وصف رِقّیت، این حجّة الإسلام بله درست است شکی هم در آن نیست اشکالی هم در آن نیست، و اگر از دنیا برود این را در روز قیامت در زمره حجّاج به حجة الإسلام محشور میکنند.

