جلسه ۱۶
3از این به بعد مسأله فرق میکند، دستۀ دوم روایاتی است که دلالت میکند «مَن یَحُجّ بِهِ بعضُ إخوانِه، بعضُ جِیرانِه، بعضُ رفقائه...» که بذل مال نمیکنند بلکه با خودشان به مکه میبرند، یعنی میگویند آقا ما داریم میرویم تو هم بیا برویم. اسب داریم، راحله داریم، ماشین هست دارد میرود یک جای خالی داریم تو هم بیا سوار شو یا اینکه فرض کنید بلیط طیّاره، یکی هم جای خالی دارد بیا برای تو هم بلیط میگیریم و تو هم بیا برو که او را با خودشان میبرند. این یک دسته در قبال آن دستۀ دیگر. خب در این جا هم روایاتی داریم که این کفایت از حجّة الإسلام میکند الاّ مواردی که بعدا عرض میکنیم.
و دسته سوم روایتی است که دلالت میکند که مولا بندهاش را به مکّه میبرد مولا بذل مال نمیکند، چون عبد مالک نمیشود بندهاش را به مکّه میبرد، در این جا هم این را داریم که کفایت از حجّة الإسلام میکند در این مورد از روایات.
البته در اینجا روایات دیگری هم داریم در اینکه: کسانی که مخالف هستند و بر مبنای خلاف و بعد تنبّه پیدا میکنند، آن حج هم کفایت از حجّة الإسلام میکند و در بعضی از روایات داریم «
فیَحُجّ إذا تَنَبَّه» یا اینکه در بعض از روایات داریم «إنّی أُحِبّ أن یُعیدَ» یا «یَحُجّ فی ما بَعد» علی کل حال حالا آن مسأله حجّ مخالف مسألهاش فرق میکند. در اینجا دو دسته از افراد مورد نظر هستند: یکی کسی که او را به حج میبرند، یکی هم مولایی که عبدش را به حج میبرد؛ بعد از این که عبد حرّ شد حج را باید اعاده کند. مسألۀ «یجب» یا اینکه که در آن موردی که «فیحجّ به بعض إخوانه» آن مثلا اگر کسی بگوید آقا مثلا ماشینم یک جای خالی دارد بیا با هم بریم این شخص هم «فیجب علیه إعادةُ الحجّ اذا یصیرُ مُوسِراً» در آن وقت مُعسِراً بود در وقت إعسارش بود حالا در وقت إیسارش است اگر این مُوسر شد این مُوسر شدنش این را منقلب میکند و حجّ را بر ذمّه او واجب میکند اما در مورد بذل مال، ما در آنجا نداریم که او یَجِبُ عَلَیه است.

