جلسه ۱۶
5پس بنابراین در تمام این موارد حمل روایت بر خلاف ظاهر است که وَ هو باطل. روی این حساب ما در مورد حجّة الإسلام باید ببینیم که ـ آن مطلبی که من میخواستم خدمت رفقا عرض بکنم این نکتهای است که از مسأله فقهی یک مقداری به جنبۀ باطنِ قضیه گرایش پیدا میکند و آنجاست که نظر فقیه را از مورد استحباب به مسألۀ وجوب بر میگرداند این نکته است و آن مطلب این است ـ آنچه را که خدای متعال واجب کرده است برای یک انسان آن عبارت از إتیان این عمل است مباشرةً به عنوان أنّه فردٌ و بعنوان أنّه شخصٌ و بعنوان أنّه متابِعٌ و بعنوان أنّه مستقِلٌ و بعنوان أنَّه یجب علیه التکلیف و به این عنوان حج برای انسان و برای مکلّفین تشریع شده وقتی که شارع مقدس میآید به حضرت ابراهیم میفرماید: وَ أَذِّنْ فِي اَلنّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿الحج، 27﴾ یعنی افراد با اختیار خودشان و با میل خودشان و با آن جهاز خودشان و با قدم خودشان و روی پای خودشان و روی فهم و ادراک خودشان روی این مبنا بیایند و این عمل الهی را، آنچه متابعت عمل اولیاء الهی است این عمل را، متابعةً انجام بدهند. البته متابعةً نه بعنوان اینکه فقط جنبۀ متابعت داشته باشد نه! چون حج برای هر فردی تشریع شده نه اینکه فقط حجّ برای یک نفر تشریع شده باشد، این خطابِ حرکت کن و بیا به سوی من این یک خطابی است که به هر فرد تعلّق میگیرد؛ منتهَی ابتدای این مسأله و سر سلسله دار این مسأله حضرت ابراهیم بوده که به حضرت ابراهیم ... وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ اَلْعٰاكِفِينَ وَ اَلرُّكَّعِ اَلسُّجُودِ ﴿البقرة، 125﴾ که اینها آمدند و اصل بنا را ساختند که دیگران بیایند و آماده بشوند، البته از یک نظر ما جنبه متابعت داریم و از یک نظر نفس خود این اعمال «لوخُلّیَ وَ طَبعَه» متوجه تک تک هر مکلّف است که میخواهد این عمل را انجام بدهد؛ و طبعًا مکلّف، مکلّفی است که با اراده خودش با اختیار خودش و در کمال حرّیت و آزادی بخواهد حرکت بکند.

