جلسه ۱۶
4خب در این جا دو مطلب هست که باید به این دو مسأله اشاره کنیم یکی اینکه مگر حجّة الإسلام چند تا داریم؟ وقتی در روایت صریح هست که «هذا یُجزی عَن حجّة الإسلام» چطور دوباره حضرت میفرماید که «یُعید» مثل اینکه فرض کنید که در مورد صلاة، شخص مصلّی صلاة ظهر را بخواند در عین حال بگویند یُعید الصلاة که خب معنا ندارد دو مرتبه بخواند، صلاة که 2 بار واجب نیست، یک بار واجب است. این حجّة الإسلام یک صفتی است برای آن حجّی که یکبار در همۀ عمر به ذمۀ شخص مکلف در صورت تحقق شرایط عقلیه- همانطور که عرض کردیم ما شرط وجوبی برای حجّ نداریم ما شرط عقلی داریم، حج به نحو اطلاق واجب است که البته در بحث اطلاقش که بحث اصولی است که یک بحث اصولی نسبتاً مفصلی در این بحث اطلاق انشااللَه در یکی دو هفته دیگر...ـ این حجّة الإسلام وصفی است برای آن حج در یک مرتبه برای همۀ عمر... وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ این میشود حجّة الإسلام، چطور حضرت با تصریح به این که این حج حجّة الإسلام است در اینجا باز تاکید میکند بر اینکه «فَلیَحُجّ ثانیاً»؟
البته خیلی از آقایان قائل به استحباب شدند که همانطوری که عرض کردم مسأله استحباب است که البته این را میآئیم ان شاء اللَه از شنبه که مطالب فقهاء را در این زمینه نقل میکنیم این را هم میگوئیم که در این جا گفتهاند که در این «فلیحُجّ» معنایش معنی استحباب است یا مثلا فیجب در آن معنای استحباب است در بعضی موارد هم یجب است ولی مقصود معنی استحباب است.
اولاً ظهور این مسأله با استحباب کاملاً در تنافی و تعارض است زیرا در این جا جنبۀ اعاده دارد «فیَجِب إعادتُه» در مورد استحباب که معنی إعاده صدق نمیکند یعنی این ابرو باز کردن و چشم کور کردنِ این روایت است، شما یک استحباب میخواهید حمل کنید در حالتی که هم اولاً در
یَحِجّ که ظهور صیغه امر در وجوب است دست میبرید هم در یَجِب که تصریح در الزام است دست میبرید و هم در إعاده که برای تکلیف الزامی میآید دست میبرید، یعنی اعاده در مورد قضاء گفته میشود یا در مورد بطلان تکلیف قبل که بر غیر شرائط صحت اتیان شده است، در آنجا اعاده صدق میکند و الا اگر کسی که نماز را خوانده باشد، منتهی حالا میخواهد فرض بکنید به جماعت بخواند این را که نمیگویند اعادۀ نماز، نه، میگویند صلاة بجماعة، اعاده در آن مواردی است که آن تکلیف قبل، اتیان نشده است آن را میگویند اعاده یا در موردی است که تکلیف قبل اتیان شده است و لکن مکلّف یا مولا آن تکلیف را کَأن لَم یَکُن تلقّی میکند نه اینکه باطل است و کَأن لَم یَکُن تلقّی میکند و تکلیفِ بعد را به جای تکلیف قبل قرار میدهد مثل اینکه در نماز فرادَی که بعد انسان به جماعت میخواند آن صلاة جماعت را به جای فرادَی قرار میدهد و آن صلاة فرادی صحیحاً بوده... در این مورد اعادة گفته میشود.

