اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵

0
فقه

استطاعت در حج - زاد در حجّ (1) - ۱۶/۴/۱۴۲۹

نسخه عربی

جلسه ۱۵

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • در جلسه قبل روشن شد که راحله شرط برای استطاعت به عنوان موضوع نیست بلکه شرطیت راحله شرطیت حقیقی است و مقصود از شرطیت در روایات إیصال إلی الحجّ است و چون اغلب با راحله این مسأله متمشّی است از این نقطه نظر راحله ذکر شده است. اما بنابر اختلاف حالت اشخاص نسبت به قدرت و استطاعت بر مشی این مسأله متفاوت است، نسبت به مسافت متفاوت است، نسبت به اختلاف فصول، نسبت به قدرت اشخاص، نسبت به کیفیت حرکت و غیره ممکن است متفاوت باشد، شخص بخواهد تنها برود یا با کاروان برود.... و مسلّم شد که مقصود اتیان حج است بأیّ نحوٍ کان، إمّا براحلةٍ و إمّا بالرّکوبِ و المَشیِ و إمّا بالمَشی، در هر سه از این موارد، روایات صراحت در إجزاء دارند و کفایت از حجّة الإسلام می‌کند، و حجّة الإسلام هم تا واجب نشود اطلاق حجّة الإسلام به آن صحیح نیست. ممکن است انسان حج مستحب برود ولی خب حجة الإسلام نباشد بنابراین این قضیه به این کیفیت روشن شد.

  • مطلب دیگر زاد است که زاد را ما همراه با قوت بر عیال و مال یکی می‌کنیم. یعنی چون در تحت یک نوع هستند چه قوت روز را در نظر بگیریم چه زاد یا اینکه مال داشته باشد که با مال برود، چون وقتی که مسأله راحله منتفی شد دیگر مال مربوط به زاد می‌شود. زاد و قوت مثل تهیه اسباب و وسایل و ذبح و هَدی و امثال ذلک است. در اینجا امام علیه السّلام راجع به مسأله زاد به یک روایت استناد می‌فرمایند که یک مقداری در زاد تحدیدی قائل هستند روایت أَبی الرَّبیعِ الشّامیّ است که از امام صادق سوال می‌کند ازوَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ﴿آل‌عمران‌، 97﴾ حضرت می‌فرماید: «مَا یَقُولُ النَّاسُ؟» و او می‌گوید: «الزّادُ وَ الرّاحِلَةُ» خود زاد برای حاج فی حدّ نفسه، نه قوت بر عیال و اینها، همان زاد خودش فی حدّ نفسه این معنا و مفهوم استطاعت است و سبیل؛ که امام صادق علیه السّلام می‌فرماید که همین مطلب را از امام باقر سوال کردند و امام باقر فرمودند: «فَقالَ هَلَکَ النّاسُ إذًا» خب دیگر همۀ شیرازۀ زندگی را از بین می‌برد با این کیفیت که یکی فقط به مقدار خودش زاد داشته باشد و دیگر به فکر اهلش نباشد «لَئِنْ کَانَ مَنْ کَانَ لَهُ زَادٌ وَ راحِلَةٌ قَدْرَ مَا یَقوتُ عِیَالَهُ وَ یَسْتَغْنِی بِهِ عَنِ النَّاسِ یَنْطَلِقُ إِلَیْهِمْ فَیَسْلُبُهُمْ إِیَّاهُ لَقَدْ هَلَکُوا إِذاً» اگر کسی فقط به یک اندازه خاصی داشته باشد که عیالش را قوت بدهد نه بیشتر مسائل دیگر از بین می‌رود چطور باید برگردد و ادامه به زندگی بدهد؟ «فَقِیلَ لَهُ فَمَا السَّبِیلُ قَالَ فَقَالَ: السَّعَةُ فِی الْمَالِ إِذَا کَانَ یَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ یُبْقِی بَعْضاً لِقُوتِ عِیَالِهِ أَ لَیْسَ قَدْ فَرَضَ اللَه الزَّکَاةَ فَلَمْ یَجْعَلْهَا إِلَّا عَلَى مَنْ یَمْلِکُ مِائَتَیْ دِرْهَمٍ»1 خب این روایت مسأله زاد را یک مقداری از آن مفهوم عرفی توسعه می‌دهد می‌گوید به آن معنای مفهوم عرفی نیست فقط یک مقدار مشخصی باشد: غذایی که شخص در موقع حج مصرف می‌کند و دیگر مسأله قوت عیال و اینها را در نظر بگیرد. این نسبت به زاد.

    1. - وسایل الشیعه، ج 11 ص 37