جلسه ۱۵
6یک روایت دیگر روایت جمّال است، جمّال مجبور است کاروانی را که میبرد خودش هم باید به مکه برود. در عین اینکه میرود و کاروان را میبرد و شترها را میبرد، باصطلاح ساربان است، این در این صورت حضرت میفرمایند حجّش هم درست است پس این هم قسم دوم: این بذل نشده، نه بذلی در اینجا هست و نه حجَّ بِهِ بعضُ إخوانِه، بلکه او صاحب جمل است و همراه شترانش به حج هم میرود.
روایت، روایت صحیح است از کافی عَن أبی إبراهیمَ عَن أبی عَن ـ روایت واقعا حرف ندارد ـ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَه علیه السّلام عَنْ رَجُلٍ حَجَّ عَنْ غَیْرِهِ یُجْزِیهِ ذَلِکَ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ قَالَ نَعَم»1 البته در روایت حالا ما این قسمت را کار نداریم، این را صرف نظر کنید، ما به قسمت دوم کار داریم که میفرماید: «قُلْتُ حَجَّةُ الْجَمَّالِ تَامَّةٌ أَوْ نَاقِصَةٌ؟ قَالَ تَامَّة!» تام است یا ناقص؟ «قَالَ تَامَّة». گرچه خودش از اول فی حدّ نفسه به حج نیامده ولی این نیت را کرده که حالا که من دارم میروم خب حج هم انجام میدهم حالا که من دارم حَمله (: کاروان و گروه) را میبرم - دقت کنید در این حرفهایی که میخواهم بزنم اشاره به چه نکتهای است- این شخص که الان دارد این حج را انجام میدهد چه نیتی دارد؟ نیتش این است که من که دارم این زحمت را میکشم و حَمله را میبرم همراه با این حَمله حجّم را هم انجام میدهم، خب این حجّش چطوراست؟ حجش درست است. این مسأله را داشته باشید در ذهنتان تا اینکه باید ما بیاییم روی این قضیه یک فکری بکنیم. «قُلْتُ حَجَّةُ الْأَجِیرِ تَامَّةٌ أَمْ نَاقِصَةٌ؟» کسی را که أجیر میکنند، یک شخصی یکی را أجیر میکند که بیا همراه من به مکه کارهای من را انجام بده، - مثل اینکه یک خرده چیز تشریف دارن بعضیها! حالا حتماً بایستی که ده پانزده نفر دور و بَرشان باشند و الاّ مشکل پیش میآید.- «قَالَ تَامَّةٌ» آن هم میشود تامّه، دیگر کسی که اجیرش میکنند آن هم میآید و میرود و احرام میبندد و مثل بقیه احرام میبندد و میرود حج انجام میدهد این هم حجش درست است. هم أجیر حجش درست است هم جمّال حجش درست است و هم کسی را که به حج ببرند، این سه تا حجشان درست است.
- 1- وسایل الشیعه، ج 11، ص 56

