جلسه ۱۵
4دیروز عرض کردیم، وقتی یک حکمی بر اساس یک امر استحبابی میآید، در امر واجب أشدّ است و آکَد است! در استحباب، شرع قائل به تسهیل است نه در مورد واجب، وقتی که امام علیه السّلام امر میکند که زن و بچه خود را با خَلّ و زیت به حج ببر این معلوم میشود در مورد حج واجب، خل و یا زیت هم نداشته باشید واجب است بروید چون مسأله فرقی نمیکند، مسأله بدن و سلامت بدن است، أعمال که فرقی نمیکند، عرفات و منی و طواف که فرق نمیکند فقط مسأله مسأله صحّت و سلامت بدن است، و امام علیه السّلام میفرماید که خَلّ و زیت و نان برای اداء این فریضه حج کفایت میکند یعنی از کوفه به مکه برود از عراق، از ایران برود نه اینکه از سه فرسخی یا چهار فرسخی مکه برود! نه. آن اصحابی که حضرت به آنها میفرمایند، اهل کوفه بودند؛ از کوفه بلند شود بیاید و زن و بچهاش را بیاورد از آنجا! حضرت میفرمایند خل و زیت کفایت میکند برای حج، هر سال ببری آنها را، تازه هر سال آنها را ببری! اینقدر مسأله مهم است و آن وقت این چطور در مورد حج قضیه این استطاعت یک استطاعت دیگر است؟ این مسأله انسان را به این قضیه وا میدارد که قضیه استطاعت قوت و استطاعت زاد این به این کیفیت نیست که حتما احتیاج داشته باشد بر این که تحصیل اموالِ عائله کند برای رفتن به مکه و همینطور نسبت به قوت عیال در بعد از مراجعت هم آن هم بر کیفیتی باشد که نیاز به حیات و معیشت آنها را به این کیفیت تدارک کند این روایت این را میگوید.
پس بنابراین در قضیه زاد هم این مسأله روشن شد، فلذا آن چرا که در این مسأله مهم به نظر میرسد، مسأله کسی است که حج بوسیله بذل مال انجام میدهد، بذل مال برای شخصی بشود نسبت به حج؛ یا اینکه بذل مال نشود«و لکن یَحُجُّ به بعضُ أصدقائِه أو بعضُ المؤمنین»؛ یک وقتی میآیند مال و زاد و راحله را میبخشند به شخص و این مستطیع میشود: آقا این مرکب مال شما تا یک سال این مرکب فرض کنید که مال شما یا اینکه مال شما بشود به طور کلی، یا همین طور مبلغی به عنوان مال میدهند برای انسان یا اینکه در شرایط فعلی میآیند میبخشند، بذل مال میکنند و یا اینکه فرض کنید فیش حج را که گرفتهاند به یک شخصی میبخشند و بذل میکنند. یا اینطور میکنند یا اینکه نه، میگویند آقا شما با ما بیا، شما همراه ما بیا.

