جلسه ۱۴
6برای ما که الان فرض کنید که تا جمکران بخواهیم برویم اگر ماشین نداشته باشیم میگوییم نمیرویم الان قضیه بر ما...، ولی برای سابق این قضایا قضایای عادی بوده.
حالا نسبت به مسألۀ مشی این راجع به اماکن بعیده و اینها ما نمیتوانیم بگوییم که واقعا مشی از اماکن بعیده هم آیا آن هم محقّق استطاعت است یا نه؟ آن که محقق استطاعت در اینجا نیست این مربوط به آن سفرهایی که یک ماه طول بکشد 2 ماه طول بکشد جاهایی باشد که مثلا از نظر آب و هوایی شخص بتواند تو آن گرمای 60 درجۀ بیابان بتواند حرکت کند.
ما چند سال پیش رفتیم نجف گرمایش را گفتند 63 درجه است آخر مگر در این 63 درجه کسی میتواند پیاده برود؟ اصلا میشود؟ فرض کنید در شب آدم میپزد چه برسد به اینکه در روزش بخواهد یک همچنین حرکتی بکند. قطعا در یک همچنین مواردی کجاوه بوده، پیاده کسی نمیتوانست یک همچنین مسافاتی را طی کند. از این نقطه نظر میتوانیم بگوییم که در اینگونه موارد آن ملاک و مناط برای حصول غرض موجود بوده گرچه تلطُّفاً علی العباد در یک همچنین مواردی خدا منّةً علی العباد - البته بعداً به این مسأله را میرسیم- در یک همچنین مسافاتی خدا الزامی نکرده است. پس این نذری که تعلق گرفته است به یک همچنین مشیهایی ممکن است فرض کنید که مشیی بوده که در تعلق و محصِّل استطاعت و عدم محصِّل استطاعت در آنجا مورد تردید است، لذا با نذر میآید این قضیه وجوب پیدا میکند پس باز در اینجا مسأله از حال خودش خارج نمیشود اینطور نیست که بگوییم اینکه واجب اگر واجبه پس چرا دیگر نذر میکند؟ نه ممکن است وجوبش وجوب بعنوان منجِّز نباشد در مقام فعلیت بلکه در مقام انشاء یعنی آن غرض حاصل میشود با این وجوب گرچه از باب منّت آن مرتبۀ انشاء به مرتبۀ تنجّز و به مرتبۀ فعلیت نرسیده باشد. یک همچنین توجیهی هم در اینجا میتوانیم برای این قضیه بکنیم که چطور با وجود وجوب مشی در اینجا دیگر نیازی به نذر نیست.

