جلسه ۱۴
4جوابهایی که از این مسأله داده میشد یک جواب نقضی است و یکی هم جواب حلی است. جواب از این مسأله این است که شخصی که حج برایش واجب است ممکن است مشیاً واجب باشد این نفی وجوب را نمیکند، کاروانی میخواهد راه بیفتد و این هم استطاعت ندارد که راحله داشته باشد و احتمال میدهد که در اینجا مرکب برای او پیدا شود در عین حال نذر میکند بر اینکه این را همراه با کاروان مشیاً برود و چه اشکالی دارد؟ یعنی اضافۀ بر وجوبِ حج در این جا اضافۀ بر آن وجوب یک تکلیف دیگری را بر خود حمل میکند که در این سفر که حالا دارد پیاده میرود اگر مرکب پیدا شد...، در خیلی موارد اتفاقاً مرکب پیدا میشد، شخص دلش میسوخت و میگفت: بیا سوار مرکب من شو یا فرض کنید که بعضیها اصلاً با دو سه تا طرف باید برود یکدفعه یکی میگفت: من که یک مرکب خالی دارم فرض کنید که اثاثیه گذاشتم حالا تو هم که مثلا لاغر هستی بیا تو سوار شو، احتمال رکوب در این میرود لذا در عین حال که حج بطور مشی برایش واجب است در عین حال نذر میکند به طور مشی برود، حتی اگر تقدیم راحله شد در عین حال باز قبول نمیکند به خاطر نذری که نسبت به مشی انجام داده. این یک جوابی [نقضی] که میتوان داد.
جواب دیگر از دفع این احتمال این است که در مسألۀ حج بعداً هم این قضیه را در آخر مباحث که تمام شدند این مسأله را ما ذکر میکنیم که در مسألۀ حج قطعاً آن چه که در آن شکی نیست این است که اگر استطاعت با راحله تأمین بشود حج واجب است، هیچ شکی در این قضیه وجود ندارد در مسألۀ مشی، مشی یک جنبهای است که در آن هم تعب و إناء وجود دارد و هم در این قضیه قرب مسافت یا بُعد مسافت وجود دارد و به طور کلی در مسألۀ مشی این یک حالت ساذج و به عبارت امروزی فیکس بدون طروّ احتمالات مختلف نیست، در آن زمان که این حج تشریع شد خب آن زمان، زمان ماشین و این حرفها نبود، از دو فرسخی مکه راحله نسبت به حج صدق میکرد تا 20 هزار فرسخی، تا 120 هزار همه اینها صدق میکند، فقط هم مقصود از راحله تنها مرکب نیست، عبور از دریا هست، یا موارد غیر قابل عبور باشد الا با سقف مثل کجاوه و اینها باشد، آنها در آن زمان به این کیفیت بود. حجی که در زمان رسول خدا واجب بوده تا هزار و سیصد سال [به همین کیفیت بوده] الان صد سال است که ماشین آمده یا کمتر از صد سال. در تمام این مدت مردم با چهار پایان به حج میرفتند. اسلام تمام افریقا را گرفته بود، اسپانیا را گرفته بود، از اسپانیا با کشتیها و بَواخر و اینها میآمدند و حج را انجام میدادند.

