جلسه ۱۴
3یا فرض کنیم که در آن موارد یا در بعضی از موارد دیگر هست که لو أحجَّ بِهِ بعضُ أصدقائه أو جیرانه فهذا یُجزی عن حجة الإسلام ما لم یَستَطِع مِن بَعدُ یعنی مستقبل اگر بعد مستطیع شد فیَجِب علیه الإعادة؛ که مرحوم شیخ طوسی در این جا حمل به استحباب کرده، حالا خواهیم گفت که اشتباه است، نخیر حمل بر واجب است و چطور این که در روایت با وجود یُجزی عن حجة الإسلام باز در این جا امر به اعاده میشود. این از آن چیزهایی است که غیر از فقاهت یک خرده یک چیز دیگر میخواهد این از آن موارد است که کسی مثل شیخ طوسی در این جا این قضیه را متوجه نشده حالا خدمت رفقا بعداً عرض میکنیم.
در مسألۀ نذر در این جا هم پس حضرت باید بگویند (یجب علیه الإعادة) الان که نذر میکند که پیاده برود این الان برایش واجب است و حجّش عن حجة الإسلام هست لولا استطاعةُ راحلةٍ مِن بعد، بعد وقتی که راحله پیدا کرد باید اعاده کند مثل موارد دیگر؛ [در صورتی که] حضرت نگفتند و حضرت فرمودند: که این حج مجزی است و دیگر نیازی به اعاده نیست!
ممکن است در این جا این اشکال مطرح شود که اگر قرار باشد شخص مشیاً بتواند این حج را برود خب این دیگر چه نیازی به نذر دارد مگر ما نگفتیم یا اینکه استطاعت یا با راحله است یا با مشی؟ ـ منظور از استطاعت قدرت بر مشی است یعنی با هر کدام از این دو تا میتواند ـ اگر شخص نذر بکند و راحله داشته باشد خب مسأله مسلّم است و او الان که مستطیع است در این جا نذر دارد که مثلا مشیاً برود؛ این قابل قبول است و عقلایی است که میخواهد أحمز الطریقین را اختیار کند.
اگر راحله تنها شرط برای وجوب نبود یعنی مشی هم جای او را میگیرد [و این شخص فقط استطاعت حجّ مشیاً دارد] پس برای چه نذر کند؟ باید بلند شود برود دیگر نیاز به نذر ندارد از این جا ممکن است شخصی بگوید که این روایت مربوط به مواردی است که راحله در این جا دارد و استطاعت بر کسبِ مرکب دارد چون اگر خود او واجب نباشد این دیگر در این صورت میتواند این را برود و این را انجام دهد.

