جلسه ۱۴
2ما میگفتیم که راحله در این جا موجب استطاعت شده و راحله شرط برای استطاعت است استطاعت وجوبی آمده منتها این أحمز الطریقین را اختیار میکند، خدا در این جا از او میپذیرد و ثواب بیشتری هم به او میدهد. ولی در روایت داریم که این مطلق است، روایت، روایتِ مطلق است. گرچه در یک روایت داریم که اگر این در بین راه به تعب افتاد و از مشی بازماند حضرت میفرمایند که اشکال ندارد این فَلیَرکَب بقیۀ راه را، با رکوب برود. البته در این روایت هم باز نیست که این راحله داشته یا نه چون ممکن است فرض کنیم که به راحلۀ دیگری سوار شود، مرکبِ دیگری را سوار شود، نه این که با خودش مرکب آورده باشد بعد وقتی که این خسته شد سوار شود؛ اشکال هم ندارد و همین طور این شخص میتواند با خودش یک راحلهای را حمل کند یا مشیاً باشد بعد هر وقتی که خسته شد سوار راحله بشود، از این نقطه نظر هم روایت میگوید بلا مانع است چون خداوند از قصد او آگاه است پس بنابراین از روایت استفادۀ وجود راحله نمیشود بلکه روایت عامّ است چه شخصی که نذر میکند حج را مشیاً انجام بدهد باید به نحوی راه برود... اگر قرار باشد که راحله شرط برای استطاعت باشد این نذر تعلق گرفته است به امر غیر واجب، به امر مستحب، وقتی که به امر مستحبّ تعلق بگیرد مانند سایر مواردی که حالاً بعداً میآییم میخوانیم که در آن جا حضرت امر به وجوب اعاده میکنند، در این جا هم میبایست امر به وجوب اعاده کند که این حجّی را که انجام داده غیر مستطیع بوده: فإذا أیسَرَ فیَجِب علیه إعادة الحجّ؛ در حالی که حضرت در این جا نه تنها او را امر به اعاده نمی کنند بلکه او را حجة الإسلام میدانند و مُجزی میدانند و اسمی از اعاده در اینجا نیست پس بنابراین این نذر تعلّق به حجة الإسلام گرفته است نه تعلق به حجّ مستحب تا اینکه مانند سایر مواردی که ما بعداً میآییم میخوانیم که در آن موارد میآید که حضرت امر به اعاده میکنند؛ در آن جا آن حجة الإسلام مجزی نبوده است. در بعضی موارد هست ـ که حالا بعداً روایاتش همه میآید ـ که این حجی را که انجام میدهد اگر کسی را حج ببرد او کفایت میکند لولا إستطاعتُه عن مستقبَلٍ یا مثلا فرض کنید که در مورد عبد اگر مولا او را به حجّ ببرد این حج مجزی عن حجة الإسلام هست اگر با همین کیفیت رِقّیت از دنیا برود و فوت کند؛ اگر رِقّیت او متبدّل به حرّیت شد یجب علیه الإعادة، که البته در همۀ این موارد باید ببینیم مسئله چطور است.

