جلسه ۱۴
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
تتمّۀ صحبت دیروز که راجع به بحث نذر بود من دیدم یک مطلبی ناگفته مانده گفتم این را هم در تتمهاش عرض کنیم.
در بحث نذر کیفیت احتجاج نسبت به عدم شرطیت راحله این بود که نذر خودش مشرِّع و مغیِّر ماهیت منذور نیست بلکه به عنوان حکم ثانوی آن ماهیتِ منذور را تبدیل میکند از استحباب به وجوب و از وجوب به وجوب آکَد، این بنا بر حکم ثانوی است. ولی این ماهیتِ منذور به همان حکم اولی باقی میماند یعنی در همان حکم اولی هست منتهی به طروّ حکم ثانوی از نقطۀ نظر حکومت ثانوی بر حکم اولی این از نقطۀ نظر الزام تفاوت میکند و موجب الزام خواهد شد.
فلهذا عرض شد که در مسایل مستحبّه یا در ترک مکروهات و محرمات ـ حالا محرّمات به جای خودش هست ـ اگر نذر کند بر عدم اتیان امر مکروه. مثلا فرض کنید که نذر کند در إکثارِ در کلام ـ خب إکثار در کلام امر مکروهی است ـ یا در سایر مکروهات، در اینجا این فعل میشود فعل حرام، فعل حرام به عنوان ثانوی نه این که نفس ماهیت إکثار تبدُّل پیدا کرده به امر دیگر. یا این که نذر کند بر عدم شرب ماء در حال قیام فی اللیل، خود این ماهیت به حال خودش باقی میماند إلا این که بواسطۀ نذر این جریانِ حکم ثانوی موجب الزام او خواهد بود و عِقابی که بر مخالفت بشود عقاب بر انجام آن فعل نیست، بلکه عقاب بر مخالفت با نذر است چون نذر در این جا محترم است؛ از این نقطۀ نظر شارع این نذر محترم را که دارای ملاک هست، تخلّفش را موجب عِقاب و موافقت با او را موجب ثواب میداند.
بعضی از افراد هستند که اینها قائلند به این که اصلاً انقلاب ماهوی میشود، ولی مطلب به این کیفیت نیست. فلهذا در مورد نذرِ ماشیاً کیفیت استدلال به این بود که نذر در این روایت اختصاص به شخص ذی راحله نیست بلکه هم به مشی این هست هم به رکوب. حالا بر این فرض که هم بر مشی تعلق میگیرد هم به رکوب پس کسی که در این جا نذر میکند حج را مشیا انجام بدهد این حج مشیی در اینجا برای او به نذر واجب میشود، حالا آیا خود این حجِّ عن مشیٍ مستحب است؟ یا این که واجب است؟ این روایت ساکت از اوست. روایت در مورد حجّ ذی راحله نیست؛ اگر در مورد ذی راحله بود خب دیگر این را در اینجا شامل نمیشد.

