جلسه ۱۳
8تلمیذ: فیض کاشانی اختلاف روایات را بر میگرداند به اختلاف افراد، که برای بعضی افراد مشی واجب است و برای بعضیها راکبا واجب است، برای بعضی خدمةً للقوم!
استاد: ایشان همین مطلب ما را میخواهند در اینجا بفرمایند، میخواهند بگویند آن که شرط برای وجوب است استطاعت است البته شرط وجوب به عنوان شرط عقلی نه به عنوان شرط وجوب شرعی که مثل دخول هلال باشد یا مثلا زوال شمس باشد و امثال ذلک که اینها شرط وجوب است منتهی شرط شرعی، لذا از اول گفتیم که اصلا مسأله استطاعت شرط عقلی است شرط شرعی نیست ... وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ در اینجا این شرط عقلی را دارد خدا میگوید ائمه هم آمدند همین شرط عقلی را توضیح دادند از حضرت سؤال میکنند استطاعت چیست؟ حضرت میگویند: بابا غول بی شاخ و دمی نیست همینی که بتوانی بری بهش میگویند استطاعت، خب حالا آنی که بتوانی بری چیه، الاغ داشته باشی اینقدر هم که نمیری، این کفایت میکند بعد هم زن و بچه ات هم از گشنگی نمیرند. هر آدم عاقلی که میخواهد برود مسافرت باید مرکب داشته باشد دیگر شما از اینجا که میخواهید تهران بروید پیاده که نمیروید بلند میشوید میروید سوار ماشین میشوید درست! ولی فرض کنید جمکران میخواهد بروید میگوئید ماشین هم پیدا نکردیم، نکردیم پیاده میرویم. یا اگر مسأله، مسأله مهمی باشد مثل زیارت امام حسین، از نجف سه روز تا کربلا هم میآیند پیاده هم میآیند، درست شد، بلند میشوند میآیند همه هم میآیند. یک هفته طول میکشد برای زیارت اربعین از اقصی نقاط عراق بلند میشوند تا کربلا چرا؟ آنجا همه پیاده میروند، چرا نمیگویند ما راحله میخواهیم؟ چون مسأله مسألۀ مهمی است، زیارت مهمی است. زیارتی است که آدم عاقل از این زیارت نمیگذرد پیاده که سهل است اگر شده حبوا علی الثلج حبواً علی الشّوک هم باشد انسان باید یک همچنین زیارتی را بکند. به میزان اهمیت مطلب و اهمیت مسأله، صورت مسأله متفاوت میشود. یک وقتی شما میخواهید از بقالی پنیر بخرید که صبحانه بخورید میروید نگاه میکنید میبینید که بقالی بسته است،

