جلسه ۱۳
6تلمیذ: یکی از این روایات مربوط به بحث لم یقدر أن یرکب ویمشی، در آخر آن میفرماید: و یخدم القوم که در اینجا بالاتر از مشی است، یعنی حتّی اگر قادر بر مشی نیت باید خدمت به قوم کند و به حجّ برود! و در اینجا، معنای استطاعت را بالاتر از مشی، مطرح میکند.
استاد: یعنی توسعه میدهد، بله استطاعت را توسعه میدهد.
تلمیذ: و این بیان میشود دلیل پنجم بر مطلب مطرح شده.
استاد: البتّه ما فعلاً داریم در مسأله مشی صحبت میکنیم نه در مسأله زاد، چون بالأخره رفتن به حجّ یا بر حمار و ماشین است یا بر پای پیاده، و ما کبوتر نیستیم که پر در آورده و پرواز کنیم.
تلمیذ: نه، این روایت نفی شرطیّت راحله میکند، یخدم القوم یعنی قوم او را راکباً ببرند، لذا عرض میکنم که این روایت، استطاعت را به همان معنائی که فرمودید، معنا میکند.
استاد: بله، حالا راجع به این مطلب شما در بحث زاد، آنجا ما این مطلب را میگوییم که اگر کسی راحله ندارد و قدرت بر مشی هم ندارد، یا اینکه زاد ندارد ولی قدرت بر مشی دارد، یا اگر کسی راحله داشته باشد و زاد نداشته باشد و بتواند با خدمت قوم تحصیل زاد بکند باز در آنجا ...، و این مسأله به مشی برنمیگردد.
تلمیذ: در ذیل این روایات میفرماید: لم یقدر المشی؟!
استاد: برگشت این مسأله به زاد است یعنی نه خودش زاد دارد که راحله تحصیل کند، و نه قدرت بر مشی دارد، هیچکدام.
این که میگوئیم: قوم را خدمت بکند یعنی در أزای خدمتی که میکند آنها سوار راحله اش میکنند بسیار خب، این مسأله به زاد برمی گردد نه به مشی، یعنی قضیه این است که توان خدمت را دارد فقط همین را دارد، میتواند خدمت کند، مثلاً آشپز بشود آنهایی که به عنوان خدمه میروند یا آشپز میروند، تمام اینها حجشان درست است. یا به عنوان پزشک میروند حجشان حجة الاسلام است و صحیح است و هیچ اشکالی ندارد و این حرف هایی که میزنند که دکتر باید مستطیع باشد همه اینها بیخود است.

