جلسه ۱۲
9خُب در این جا گرچه فرضِ مورد مسأله در آن جائی است که شخص راحله دارد لذا میگوید أیهما افضل، اگر شخص راحله نداشته باشد که افضلیت معنا ندارد پس معلوم میشود فرض مسأله در جائی ست که شخص راحله دارد حالا یا حج مستحب میخواهد انجام بدهد یا حج واجب حجةالاسلام انجام بدهد؛ با وجود حجة الاسلام حضرت میفرماید که: «المشی افضل من الرکوب» درست شد! خُُب وقتی که مشی افضل از رکوب باشد و مشی مُسقط تکلیف هست چطور همین مشی بدون راحله مسقط تکلیف نیست؟! وقتی که شخص حاج که مستطیع است و میتواند هم با راحله حج انجام بدهد هم مشیا انجام بدهد در عین حال امام علیه السلام میفرماید که مشیا انجام بده راحله را بگذار کنار، آن وقت این راحله در این جا دیگر موضوعیت دارد؟ راحله دیگر موضوعیت برای استطاعت ندارد چون حضرت در این جا مشی را مجزی میدانند.
نگوئید اول در اینجا راحله آمده و آن شرط استطاعت را به وجود آورده بعداً مشی نیز مورد سؤال قرار گرفته است، چون صحبت در خود کفایت مشی است، اگر قرار بر این باشد که رضای الهی در تعلق حج به راحله باشد چطور رضای الهی به مشی تعلق گرفته این دو تا که با همدیگر منافات پیدا میکند.
متوجه عرضم شدید؟! چون ممکن است شخصی اشکال کند و بگوید: نه، ممکن است در این جا وجوب تکلیف بر راحله قرار گرفته منتهی قاعدۀ افضل الاعمال أحمزها در این جا آمده مشی را مقدم کرده، شرط استطاعت راحله است منتهی در این جا مشی از باب مشقت بیشتر مورد رضایت خداست. صحبت ما این است که: بسیار خُب، شما میگوئید که مشی بیشتر مورد رضایت خداست آیا این مشی که با وجود راحله مورد رضایت خدا هست آیا بدون وجود راحله مورد رضایت خدا و اسقاط از حجة الاسلام نیست؟ چطور ممکن است این طور باشد!

