جلسه ۱۲
7بزنگاههای اجتهاد این است که اگر رکوب در این جا موضوعیت داشت امام نمیفرمود که: «یرکب بعضا و یمشی بعضا» پس معلوم میشود که در این جا موضوعیت ندارد. این را من تا به حال میخواستم بگویم که جانم در آمد. درست شد! که خود رکوب در این جا نمیتواند موضوعیت داشته باشد، بگوئیم همچین خدا سیخ کرده روی رکوب؛ رکوب بود حج واجب است، رکوب نبود و لو دو قدم یا اینکه تا دم ده متری مسجد الحرام که رسید یکدفعه خرش آنجا چلاغ شد و افتاد، این دیگر وجوب از او ساقط شده چون رکوب ندارد و ده متر مانده؛ این چیست؟ همهاش بازی است، رکوب در این جا چی میشود؟ وقتی که رکوب از آن موضوعیتش ساقط میشود مشی به جایش میآید و میشود نفس الطاقة علی الحرکة اما بالرکوب و اما بالرکوب و المشی و اما بالمشی، پس از خود روایت «یرکب و یمشی» استفاده میکنیم که نفس طاقت بر مشی هم میتواند در این جا شرط برای استطاعت قرار بگیرد.
روایت دیگر همین روایت معاویة بن عمار است که در این جا مرحوم شیخ بطور مسبوطتر آوردهاند که حضرت فرمودند: «لَقَدْ مَرَّ رَسُولُ اللَه صلی اللَه علیه و آله بِکُرَاعِ الْغَمِیمِ فَشَکَوْا إِلَیْهِ الْجَهْدَ وَ الْعَنَاءَ فَقَالَ شُدُّوا أُزُرَکُمْ وَ اسْتَبْطِنُوا فَفَعَلُوا ذَلِکَ فَذَهَبَ عَنْهُمْ»1 این همان روایتی است که در این جا مفصلترآورده شده است.
خُب روایتهای دیگری در این جا داریم که در این روایت ها فضیلت مشی را بیان میکند. آن روایت چیست؟ روایت، روایتِ «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِ اللَه بْنِ سِنَانٍ» همه، سند صحیح و شکی در آن نیست «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَه علیه السلام قَالَ: مَا عُبِدَ اللَه بِشَیْءٍ أَشَدَّ مِنَ الْمَشْی»2 این در مورد حج است گرچه این روایت در مورد صلاة جمعه هم آمده یعنی به آنجا هم مربوط میشود. که حالا کیفیت استدلالش و بیانش را عرض میکنم.
- 1- التهذیب، ج 5، ص 11
- 2ـ وسایل الشیعة، ج 11، ص 78.

