جلسه ۱۲
2پس در این روایت که در ذیل روایت دارد کسی که بعد از دین، میتواند پیاده برود، معلوم است که در مواردی است که شخص قادر بر استیدان و قادر بر قرض گرفتن نیست و استقراض نمیتواند بکند چون آن روایت دیگر داشت که کسی که برگردن او دین است و میتواند قرض کند «یجب علیه ان یستقرض و یحج»، پس در این جا نمیتواند قرض بکند، حالا که نمیتواند قرض بکند آیا حجة الاسلام ساقط است؟ حضرت میفرمایند: ساقط نیست، اگر طاقت بر مشی دارد باید مشی انجام دهد، طاقت ندارد که خُب هیچی ساقط است، ولی کسی که طاقت دارد و لو بر عهده او دین است و نمیتواند قرض کند باید مشیاً برود، لذا حضرت امام صادق علیهالسّلام میفرماید: «إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَاجِبَةٌ عَلَى مَنْ أَطَاقَ الْمَشْیَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» حضرت میفرماید: حجّة الاسلام، و بحث استحباب حج نیست که خیلی در اینجا گفتهاند: منظور روایت، حجّ مستحب است، عبارت تصریح دارد در وجوب حجّة الاسلام علی من اطاق المشی من المسلمین. و بعد حضرت شاهد میآورند و میگویند: فی زمن الرّسول کان کذلک «وَ لَقَدْ کَانَ أَکْثَرُ مَنْ حَجَّ مَعَ النَّبِیِّ صلی اللَه علیه و آله مُشَاة» اصلا پول نداشتند بیچارهها، وقتی که برای جنگ با آن ها میآمدند، از لشکر مسلمین نصف آنها فرس نداشتند، مرکب نداشتند اگر آن ها مرکب داشتند خب در جهاد اولی بود از این که در مکه این ها بروند و حج انجام بدهند. تازه این مطلب وقتی بود که اسلام تقویت شده بود و خیلی عِدّة و عُدّة پیدا شده بود چون رسول خدا در سنوات آخر، حج انجام دادند یکی در فتح مکه بود که حضرت رفتند و ظاهراً دو مرتبه رفتند، و یکی هم در سال آخر، که همان حِجَّة الوداع بود بسیاری از افراد که با پیغمبر آمده بودند همه پیاده بودند و فقط عدهای سوار بودند، اینها پیاده بودند در همان حجة الوداع داریم که: «حتی یرجع المشاة» داریم این هائی که پیاده رفتند این ها برگرداند، عنوان مشاة داریم، «ترجع المُشاة و الرّکاب» هر دو طایفه ..، معلوم میشود که خیلیها با پیغمبر همراه نشده بودند، حتی داریم که حدود ثلاثین الف نفر در مدینه ...، و در بعضی از روایات مربوط به قضیه غدیر که: ثلاثین الف داریم «ازدحموا فی هذا المکان ثلاثین الف رجل او حاجّ أو حجیجٍ به این کمیت بوده و همه این سی هزار تا که سوار نبودند همه که اسب و این ها نداشتند در حالتی که این، به عنوان حجة الاسلام از آن ها قبول میشود و قبول شده است.

