جلسه ۱۲
6تلمیذ: صد و بیست هزار نفر بودهاند!
استاد: بله صد و بیست هزار نفر، ولی من حداقلش را گفتم ولی صد و بیست هم است، حداقل سی هزار تا بودهاند، چون طبری در آن جا نقل میکند سی هزار تا و آن ها رفتند با پیغمبر، خوب آن ها کی رفتند حج انجام بدهند در حالتی که این حج در اینجا [در این روایت] واجب است.
خُب این روایت در این جا این مسأله را میرساند البته این یک روایت، روایت دیگر هم در این جا باید باشد منتهی در این جامع الاحادیث ذکر نکرده، من الآن در این جا ببینم که مرحوم شیخ در این جا آورده یا نه.
خیلی روایات عجیب است همین طوری خودشان را راحت کردند گفتند: مستحب است، امام تصریح بر وجوب دارد میگویند مستحب است نمیدانم کی این فتواها را دادند قبل از نوم بوده بعد از نوم بوده!
خُب یک روایتی در این جا هست که مرحوم شیخ در این جا به عنوان «یخرج و یمشی إن لم یکن عنده» آورده که یمشی و یرکب و حتی دارد که اگر قدرت بر مشی ندارد حضرت میفرماید: که «یخدم القوم»، که از این روایت استفاده میشود که حج بر کسی که قدرت بر مشی دارد واجب است. چون وقتی که میفرماید: «یرکب بعضا و یمشی بعضا» معلوم میشود که رکوبِ به تنهائی علت برای استطاعت نیست و طاقت بر مشی هم میتواند علت باشد لذا حضرت میفرمایند که: اگر میتواند بعضی از راه را پیاده رود و بعضی را سواره برود باید این را انجام بدهد.
آیا یک فقیه از رکوب در این روایت، چه استفاده میکند؟ آیا رکوب در این جا موضوعیت دارد یا ندارد؟ موضوعیتش ساقط میشود. همین که امام علیه السلام میفرماید: «یرکب بعضا و یمشی بعضا»، معنایش این است که: رکوب دیگر در این جا موضوعیت ندارد. مثل طهارت برای صلاة که نفس طهارت موضوعیت دارد، مثل غسل برای طهارت که نفس غسل موضوعیت دارد و اگر شما برای رفع جنابت هزار تا وضو هم بگیرید فایده ندارد باید غسل انجام بدهید. غسل در این جا موضوعیت دارد. مثل استقبال برای صلاة اگر هزار تا صلاة در خلاف قبله خوانده شود ... یعنی نفس الإستقبال شرطٌ للصلاة و شرطٌ للصّحة، نفس الطهارة المائیه عند وجود الماء شرط للصحة، نفس الوقت شرطٌ للوجوب، شما اگر ده تا نماز ظهر قبل از زوال بخوانید هیچ فایدهای ندارد و وقتی که متوجه میشوید باید اعاده کنید.

