جلسه ۱۲
5استاد: به من چه بعضی ها مستحب بوده خیلی خب!
تلمیذ: مشیاش را میگویم، شاید میگوید: کسی که بتواند پیاده برود حجة الاسلام هم برایش واجب است.
استاد: آقا جان، جان من! صحبت در این است که حجة الاسلام که واجب است در زمان پیغمبر هم مشیا رفتند یعنی مشی آن هم حجة الاسلام بوده.
تلمیذ: کلمۀ حجة الاسلام که در روایت آمده است، دلالت بر وجوب آن حجّ میکند چون به حجّ مستحب حجّة الاسلام نمیگویند!
استاد: نه، اگر کسی حجّ صروره را انجام داد که همان حجّ اوّل است، حجهای بعدی واجب نیست بلکه فقط حجّةً الاسلام واجب است و حجهای بعدی حج مستحب است. البته در مورد حجة الاسلام یک مسألهای هست که آن هم یک مسأله خیلی دقیقی هست که حالا ان شاء اللَه میگوئیمء البته در بحث های آخر می آید نه فعلا که: خود حجة الاسلام هم مرتبه مرتبه است آن را بعدا میگوئیم بعدها بهش میرسیم، ولی این روایت الآن با این نحوه، حضرت دارند میفرمایند: که این حجة الاسلام که الان به عنوان حج صرورة واجب است در این جا برای کسانی است که بتوانند مشی انجام دهند. پس مشی میشود واجب. چطور اینکه در زمان پیغمبر هم این طور بوده، یعنی در زمان پیغمبر هم همین حجة الاسلام را بصورت مشی انجام میدادند حالا بعضیها قبلاً هم یک حج دیگر رفتهاند، البته کی قبل از حجة الوداع با پیغمبر به حج رفته بودند. آن زمانی که پیغمبر رفتند در مسألۀ حدیبیه، اصلا آن موقع، موقع حج نبود بعد آن وقت در آن جا پیدا شد، تازه یک عدۀ زیادی در مدینه بودند فقط یک عدۀ کمی با پیغمبر برای فتح مکه و رفته بودند همۀ آن ها نبودند آن حجی که با پیغمبر رفتند میگویند که کل مدینه خالی شد آن حجة الوداع بوده که تقریبا حدود سی هزار نفر با پیغمبر همراه شدند.

