جلسه ۱۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در روز گذشته راجع به مسأله اختلاف روایات نسبت به راحله و بخصوص بطور کلی نسبت به ذهاب الی الحج تا حدودی روشن شد و عرض شد که روایات سه مرحله دارند: مرحله اول راحله؛ مرحله دوم رکوب و مشی و روایات مرحله سوم فقط مشی است. نسبت به روایات رکوب و مشی عرض شد که این روایات، روایات صحیحه است و رکوب و مشی را در صورت استطاعتِ از مشی، واجب میداند و مُجزی عن حجّة الإسلام، و بنابراین، این مسأله که فقط راحلۀ تنها، شرط برای استطاعت باشد منتفی خواهد شد. این مسئله به این جا رسید.
روایات دیگری در این جا داریم که فقط مشی را در این جا بیان میکند و حتی رکوب را هم مطرح نکردهاند، مثل روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شد و اتفاقاً روایات متعددی بود، حالا در این جا پیدا بکنیم... چند تا روایات بود منتهی میخواستم آنها را پیدا کنم، الآن یک روایت این جا هست، البته در این جا روایات زیادی راجع به مشی هست ولی بعداً باید به اینها بپردازیم؛
این روایت در باب: اشتراط وجوب الحج بالاستطاعة میباشد؛ «عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَه علیه السلام عَنْ رَجُلٍ عَلَیْهِ دَیْنٌ، أَعَلَیْهِ أَنْ یَحُجَّ، قَالَ: نَعَمْ إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَاجِبَةٌ عَلَى مَنْ أَطَاقَ الْمَشْیَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ لَقَدْ کَانَ أَکْثَرُ مَنْ حَجَّ مَعَ النَّبِیِّ صلی اللَه علیه و آله مُشَاة»1 ببینید این روایت روایت، خیلی عجیبی است؛ اوّلا در آن لفظ وجوب است «إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ » است نه حج مستحب «إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَاجِبَةٌ » بر کسی که نمیتواند راحله بگیرد یعنی روایت این را میخواهد بگوید که: «رَجُل عَلَیْهِ دَیْنٌ» یکی برگردنش قرض است، و باید قرضش را ادا کند ولی بالاخره زنده است، راه میرود، غذا میخورد، نفس که میکشد. قرض داشتن به معنای مردن که نیست قرض داشتن یعنی فرض کنید یکی دینی دارد و دارد سعی میکند که آن دین را ادا کند و این نمیتواند راحله إکتراء کند. لذا راوی میپرسد: کسی که «عَلَیْهِ دَیْنٌ أَعَلَیْهِ أَنْ یَحُجَّ» یعنی زاد به مقدار غذا خوردن دارد یعنی زنده میماند، بالاخره کسی که دین دارد که نمیمیرد بالاخره آن مقدار مایحتاج خودش را تهیه میکند ولی صحبت در اکتراء راحله یا شراء راحله است. «قَالَ نَعَمْ إِنَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَاجِبَةٌ عَلَى مَنْ أَطَاقَ الْمَشْیَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» کسی که میتواند مشی کند منافاتی با دین ندارد، خُب راحله ندارد نداشته باشد این منافاتی با مشی ندارد، حضرت میگویند کسی که دین دارد و طاقت مشی را دارد، حج چه منافاتی با دین دارد؟! میگویند: «الحجّ عملٌ عبادیٌّ واجبٌ من اللَه» و «الدَّین تکلیفٌ واجبٌ کذلک من اللَه» آن حق الناس است و این حق اللَه، این حق اللَه با این حق الناس با هم دیگر تعارض ندارد. البته در یک روایت دیگر که قبلاً آن را خواندیم داریم و جمع بین آن دو روایت را بیان خواهیم کرد که اگر کسی دین داشته باشد و بتواند قرض کند و راحله بگیرد، واجب است که این قرض را بکند و حجة الاسلام را به جا بیاورد؛ در این جا معلوم میشود که کسی که دین دارد نمیتواند قرض بکند؛ یا این که دینش، دین معجل است یعنی قابل برای تأخیر نیست و نمیتواند آن دین را برود بپردازد در این جا تکلیف ساقط نیست چون بواسطه قدرت بر مشی مشمول این تکلیف حق اللَهی میشود.
- 1ـ التهذیب، ج 5، ص 11.

