جلسه ۱۱
4روایت دیگر روایتی است که یک قدری هم روایت مفصل است روایتی است در تهذیب و همین طور کافی و روایت است از عدى من اصحابنا روایت عدى من اصحابنا همیشه بر روایاتی که گرچه عدى من اصحابنا آن فردی که مستقیم صاحب کتاب از او نقل میکند بیان نشده ولی بر روایتی که نقل میکند ترجیح دارد چرا؟ چون عدى من اصحابنا قطعا افراد عدیده ای بودند که این ها مورد وثوق صاحب تالیف بوده اند مثل امثال صاحب کافی یا تهذیب یا صدوق و امثال ذلک که این ها به خاطر بداهت مطلب نخواستند دیگر این همه اسامی آنها را ذکر کنند یعنی این قدر مسئله، مسئله روشن است که مثلا این عده ای از همه فرض بکنید كه نقل کردند و اصحاب در این جا مورد نظر است عنوان اصحابنا که کافی میآورد نه این که شیعه است جزو افراد مورد وثوق است به آنها اصحاب گفته میشود نه به هر کسی که دوغ فروش بوده؛ پارچه فروش بود ولو شیعه و موالی بوده به آن ها اصحاب گفته میشود این مسئله را باید توجه کرد لذا عدى من اصحابنا این بر خود روایاتی که آن اسم به اصطلاح منقول عنه می آید این بر آن ها ترجیح دارد. میآید روایت میرسد به« ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَه علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً خب در این جا حضرت میفرماید که «فَقَالَ مَا یَقُولُ النَّاسُ» حضرت میگویند که مردم چه میگویند؟ برداشت مردم چیست؟ از این آیه چه برداشتی میکنند؟ «قَالَ فَقُلْتُ لَهُ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ» همان زاد و راحله یعنی آن که در زمان پیغمبرصلی اللَه علیه و آله بوده، آنکه پیغمبر تفسیر کردند همان را مردم میگویند زاد و راحله داشته باشد و «قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَه علیه السلام قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذَا فَقَالَ هَلَکَ النَّاسُ إِذا» خب نظام به هم میخورد اگر قرار باشد فقط زاد و راحله باشد یعنی کسیکه فقط پول داشته باشد حج بیاید ومرکب داشته باشد همه چیز بهم میریزد چرا؟ پس زن و بچه اش چه میشوند؟ پس مخارج برگشت با زن و بچه چه میشود؟ همه که فقط مجرد و عزب نیستند! مردم زن و بچه دارند، نان خور دارند باید آدم فکر نان خور داشته باشد حالا خودش هر چه خورد، خورد «هَلَکَ النَّاسُ إِذا لَئِنْ کَانَ کُلُّ مَنْ کَانَ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ قَدْرَ مَا یَقُوتُ بِهِ عِیَالَهُ وَ یَسْتَغْنِی بِهِ عَنِ النَّاسِ یَنْطَلِقُ إِلَیْهِمْ فَیَسْلُبُهُمْ إِیَّاهُ لَقَدْ هَلَکُوا إِذاً» اگر قرار باشد کسی که فقط زادش به همین مقداری که میرود مکه و بیايد و به آن مقداری که از مردم مستغنی باشد در این سفر و نیاز نداشته باشد سوال بکند، نیاز نداشته باشد که تکدی بکند هان بهمین مقدار داشته باشد و این را از آن ها بگیرد یعنی از همین عیال و این ها بگیرد و به آن ها ندهد «لَقَدْ هَلَکُوا إِذاً» خب این ها از بین میروند «فَقِیلَ لَهُ فَمَا السَّبِیلُ» پس چه باید کرد و سبیلی که در این جا است چیست؟ «قَالَ فَقَالَ السَّعَةُ فِی الْمَالِ» یك مقداری مال داشته باشد که «إِذَا کَانَ یَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ یُبْقِی بَعْضاً لِقُوتِ عِیَالِهِ» وقتی که حج انجام میدهد بعضی را هم به عیالش میدهد مقداری که آنها بتوانند این مدت نبود او را تحمل کنند أَلَیْسَ قَدْ فَرَضَ اللَه الزَّکَاةَ» خدا زکاى را فرض کرده نه برای هر کسی که حتی یک کیلو گندم بدست بیاورد «فَلَمْ یَجْعَلْهَا إِلَّا عَلَى مَنْ مَلَکَ مِائَتَیْ دِرْهَمٍ»1
- 1-التهذیب ج 5 ص 3

