جلسه ۱۰
8هر مرضی این طور نیست. مرض خطیر که عقلاء به نحو جدی احتمال خطر در او میدهند (الصحة فی البدن) آن را میگیرد، و إلّا اگر به حضرت امام صادق بگوید که من میگرن دارم، سر درد دارم میگویند داشته باش، بلند شو! مکهات را باید بروی «الصحة فی البدن» این نیست.
پس بنابراین مسئله نفقه هم از همین باب است شرط زائدی نیست امام علیه السلام میفرماید باید قوت خود و قوت عیال و قوت برگشت را باید داشته باشی. خب همین طور هم باید باشد، نه تنها مکه، هر سفری باید این طور باشد، سیره عقلائیه اقتضای این را میکند. اگر شخصی تمام سرمایه خود را برای سفر مکه و نفقه بردارد و بعد برگردد و نتواند تَقویت اعیال کند، و نتواند قوت عیال را استجلاب بکند پس بنابراین در این جا مخالف با رضای خداست زیرا وجوب نفقه در این صورت واجب است این مسئله حج با وجوب نفقه مخالف میشود و تعارض میشود. چطور این که تمریض بر کسانی که ممریضیّت آن ها بر انسان واجب است اگر مریضی در آن جا باشد مانند پدر انسان، مادر انسان، عیال انسان، بچه انسان و به طور کلی افرادی که جنبۀ مُمرضیّت آن ها یعنی پرستاری آنها بر انسان واجب است مانع از مسئله استطاعت است. پس این مسئله به جای خودش است. پس این میشود شرط عقلائی، و این شرط دیگر شرط شرعی نیست. امام علیه السلام یک شرط عقلائی را در سیره عقلائیه بیان کرده که البته شرع هم این شرط عقلائی را امضا میکند.
خُب بحث ما فعلا در راحله است ببینید در بحث راحله طبق روایاتی که در این جا عرض شد سه نوع روایت در مسئله زاد و راحله داریم که انشاء اللَه امروز دیگر این بحث را تمامش کنیم.
یکی روایاتی که حکایت میکند بر زاد و راحله به نحو مطلق و دیگر شرطی برای راحله نگذاشتهاند. آیا راحله در تمام راه من البدو الی الختم باید باشد؟ یا اینکه راحله در نصف راه یا راحله در ثلث راه؟ هیچ شرطی در این جا نگذاشتهاند! خُب این روایات، روایات زیادی است که این ها را در روزهای قبل خواندیم و دیگر نیازی به مرور مجدد نیست. این یک دسته، این نکته که نکته خیلی مهمّی است باید همیشه در نظرمان باشد که در مقام تفسیر استطاعت، که امام استطاعت را به زاد و راحله و سایر مسائل تفسیر میکند، نمیآید از اول بگویند شرط در حج زاد و راحله است. از امام علیه السلام سؤال میکند که منظور …مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً … ﴿آلعمران، 97﴾ چیست؟ امام میفرماید: که منظور از استطاعتِ سبیل، زاد و راحله است و همین طور چیزهای دیگر که حالا خود حضرت میآیند بیان میکنند و این همان معنای است که انسان اولّاً بِلا اول در مقام استنباط باید این معنا را در ذهن مرتکز کند که بداند آیه قرآن که میفرماید: مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً منظور آیه از استطاعت چیست؟ این همان توان و قدرتی است که ما عرض کردیم نه امر دیگر. مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً یعنی کسی که بتواند. مگر شاخ و دم دارد مگر این آیه ذَنَب و قَرن دارد. مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً یعنی کسی که قادر باشد. آن قدرت چیست؟ زاد و راحله. ما دیگر در این جا چیز اضافی نداریم که بخواهیم آن معنائی که در عالم حور و قلیاست را از آنجا بخواهیم پائین بکشیم و در اینجا بیاوریم و استطاعت را تفسیر کنیم به نمیدانم (الصحة فی البدن) و از موی سر گرفته تا ناخن پا هیچ گونه مرضی نداشته باشد و زادش پر باشد، سرمایه بانکیاش همین طور دست نخورده باشد و نمیدانم خانه اش را تا سقف برنج و روغن چیده باشد. این حرف ها نیست. مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً یعنی کسی که زاد داشته باشد برای سفر، نمیرد، و راحله هم داشته باشد تا چلاق نشود و السلام، این معنا معنای خیلی رک و روشن برای آیه است، حضرت هم این را میفرماید: الزّاد و الرّاحلة.

