جلسه ۱۰
7حالا آیا در یک همچنین مسئلهای صحت شرط نیست؟! همه عقلاء میگویند باید صحیح باشی و صحت در بدن داشته باشی. تازه مسئله صحت در بدن که در چند روز گذشته عرض کردیم صحتی است که مانع از مسافرت نباشد و به اصطلاح شرط صحت عبارت است از آن صحتی که آن صحت اقتضای مسافرت را بکند و با این شرطی که امام آورده است که حضرت فرمودند: «الصحة فی البدن» دفع میکند ولی نه هر مرضی را، سر درد را دفع نمیکند، دندان درد را دفع نمیکند، چشم درد را دفع نمیکند، بلکه آن مرضی که مانع از سفر است را دفع میکند و الا اگر کسی فرض بکنید که زخم معده داشته باشد خُب قرص با خودش بر میدارد میبرد قرصش را هم میخورد، زخم معده داشته باشد در مکه باشد زخم معده دارد، در وطنش هم باشد زخم معده دارد، خُب این چه فرقی میکند؟ یا کسی که میگرن دارد، سر درد دارد، خب چه در منزلش باشد میگرن دارد چه به سفر برود میگرن دارد حالا کسی که میگرن دارد به تهران نمیرود؟ به مشهد نمیرود؟ فقط همین مکه است که باید صحیح و سالم باشد و خال به بدن هم نباشد. آن چنان جمال مبارک مثل نقره بدرخشد که حتی یک خالی، یک خراشی بر این بدن مبارک پیدا نشود آن موقع واجب است؟! نه؛ میگرن داری باید بروی چشم درد داری باید بروی، دندان درد داری باید بروی، زخم معده و اثنیعشر داری باید بروی.
بله یک مرض خطرناک، مثلاً قلب مریض است به نحوی که احتمال جدی عقلائی برود که این احتمال خطر وجود دارد در این جا «الصحة فی البدن» این جا را میگیرد. یا این که پا اشکال دارد و نمیتواند حرکت انجام بدهد و وسیله دیگری برای حرکت او وجود ندارد و او در آنجا میماند، فرض کنید که از عرفات بخواهند به مشعر بروند اگر ماشین نباشد، چطور میروند خُب باید پیاده بروند. اگر طرف نتواند پیاده برود چطور برود؟ حالا در زمان سابق خود رسول اللَه عرفات تا مشعر را با ناقه رفتند. سوار ناقه بودند رفتند؛ پیغمبر هم سواره رفت. حالا ما نگاه نمیکنیم که امام حسن این همه از مدینه تا مکه پیاده آمد!، ما به ناقه پیامبر نگاه میکنیم که از عرفات 8 کیلومتر است!. خُب دیگر بالأخره انسان این طوری است.

