جلسه ۱۰
6تلمیذ: سیّدنا! أنّ هذا الفهم له منشأ و منشأوه الروایات التّی ذکرت الزّاد و الرّاحلة و الروایات الّتی ذکرت النّفقة و باقی الروایات، و کلّها واردةٌ الأئمّة علیهم السّلام و هذا الاطلاق الّذی تتفضلون به، کیف تفهمه تلک الروایات؟!
استاد: ایشان میفرمایند این مسئله یک مسئلهای است که یک مقداری با مسئله صلاة فرق میکند. چون ما داریم که: «الصلاة لا یترک بحال» ولی در حج داریم که باید نفقه داشته باشد و باید قوت عیال داشته باشد، باید زاد داشته باشد این مسئله موجب میشود که آن میزان حج از آن مسئله اطلاق پائین بیاید و جنبه تقیید پیدا کند و نسبت به نفقه واجب مشروط بشود.
نسبت به نفقه و خصوصیات حج، انشااللَه ما همه روایات را در این جا بیان میکنیم. فعلا بحث ما بحث راحله است، در «تخلیه سرب» صحبت کردیم و منظور از تخلیه سرب عرض شد و نیز در «صحت بدن» بحث کردیم که در روایات به عنوان شرط برای وجوب در آن جا اخذ شده، و فعلا بحث ما بحث راحله است. در بحث راحله ما این مسئله را مطرح میکنیم که آیا از نقطه نظر شارع، وجود راحله «من البدو الی الختم»؛ و آیا این وجود راحله «من البدو و من باب المنزل الی باب الکعبه» آیا این وجود راحله، «شرطٌ فی الوجوب اولاً؟» صحبت در این است، نسبت به نفقه بحثش میآید. و البته قبلا بطور اجمال عرض کردیم که منظور از نفقه یک شرط عقلائی است، شارع شرط زائد نیاورده و هر آدمی اگر مجنون نباشد، احمق نباشد یک مسافرت که میکند برمیدارد در منزلش درهم و دینار میگذارد و مخارج منزل را تأمین میکند. شما دو روز مسافرت بروید به عیالتان پول نمیدهید؟ اگر بخواهید یک هفته به لبنان بروید آیا مساری در خدمت عیالتان نمیگذارید؟ همین را امام میگوید در حج انجام بده. خُب این دیگر شرط شرعی نیست که بخواهد که مثل صلاة مشروط به وقت زوال و این ها بخواهد بشود یا مانند مرض باشد که مثلا فرد افلیج باشد یا مُغمیعلیه باشد که شرط، شرط صحت به این... نه! کسی که میخواهد مسافرت انجام بدهد این مسافرت صحیحا است، کسی که مریض است خُب مسافرت نمیکند حج هم همین طور است. خُب در حج این مسئله قویتر است بالأخره باید از بلاد بعیده بیاید، حج که فقط از مدینه نیست، یا فقط از طائف نیست، بلکه حج از استرالیاست، حج از آمریکا است، حج از جنوب آفریقا است از همه این ها حج است. حج به کل فرد مسلم من اقصی نقاط العالم الی مکه؛ این میشود حج.

