جلسه ۱۰
2الان شما نگاه کنید به متفاهم عرفی و این مسئله را در ذهن داشته باشید، در خیلی از موارد به درد میخورد. شما نسبت به متفاهم عرفی حج نگاه کنید، ببینید مردم چه برداشتی دارند؟ این بعنوان یک اصل در استنباط پذیرفته شده که: هر چه را که عرف نسبت به آن حکم میکند این با استصحاب قهقرایی حکایت از همین نحوۀ ارتکاز عرفی در زمان متشرعه و در زمان ائمه میکند. خُب بطلان این مسئله بسیار روشن است، شما الان نگاه کنید به مسئلۀ متفاهم عرفی نسبت به مسئلۀ طهارت و نجاست اهل کتاب و امثال ذلک، همه مردم عوام میگویند بایستی دستت را آب بکشی...!
در همان زمان شاه، یک مسیحی پیش مرحوم آقا آمده بود، وقتی داشت از منزل بیرون میرفت، آن شخص رو کرد به آقا و گفت آقا این استکان را آب بکشید، یعنی خیال کرد که آقا متوجه این قضیه نشدند که این شخص مسیحی است. خب ببیند در حالتی که فتوای مرحوم آقا بر طهارت اهل کتاب است ولی آن چنان این مسئله در طول سالیان سال در میان مردم و در میان عرف جا افتاده و چون کسی نیامده فتوائی بعنوان یک فتوای حاکم بر متفاهم عرفی مطرح کند و بگرداند و تغییر بدهد و تحول در آن فهم عرفی ایجاد کند، که یک مسئله مسلّمی شده و وقتی که کسی حرف بزند اصلا بطور کلی اوضاع به هم میریزد.
یادم میآید در همان زمان سابق، یک بنده خدائی میخواست دخترش را عقد کند، و در مشهد و در حرم امام رضا هم میخواست این را انجام بدهد البته خود داماد از دوستان مرحوم آقا بود، منتهی پدر آن دختر نظرش این بود که در حرم باشد، لذا خود او هم مقدماتش را انجام داد و خیلی وقت پیش بود، ما کوچک بودیم، من در آن زمان حدود 12 ساله بودم. مقدماتش را انجام داد و برای مرحوم آقا طیاره گرفت و با یکی از دوستانشان به مشهد رفتند و در آن جا مرحوم آقای میلانی را هم دعوت کرده بود که در حرم امام رضا عقد بخواند و خواندند. در حرم، در همان جائی که نشسته بودند یک بحث فقهی، همین بحث طهارت یا نجاست اهل کتاب بین مرحوم آقا و آقای میلانی شروع شد. مرحوم آقای میلانی قائل به نجاست بودند و مرحوم آقا قائل به طهارت، و ایشان گفتند: با این ادله چطور شما حکم به نجاست اهل کتاب میکنید؟! ایشان گفتند: اگر ما حکم به طهارت کنیم - ببینید کیفیت استدلال را- این مردم میروند در خارج و با این ها ازدواج میکنند و بعد بطور کلی اصلا این مسائل دیگر لوث میشود، ایشان میفرمایند که: شما نمیتوانید حکم الهی را تغییر بدهید، از راه دیگر باید وارد شوید خُب مطالب دیگری هست که انسان میتواند از آن راه، به مقصود برسد، تحذیرهای دیگری هست. چرا انسان باید حکم واقعی را بوسیله فتوی تحریف کند؟ در حالتی که تبعات خود همین مسئله الی ماشاءاللَه است.

