جلسه ۱۰
10تلمیذ: اگر مشروط بودنش را نفی بکنیم میشود واجب تعینی!
استاد: وقتی که شرط، شرط عقلائی باشد دیگر مشروط نیست در شرط عقلائی شرط، شرط مُقدِّمی است نه شرط خودش.
تلمیذ: مثل شرایط عامه است.
استاد: بله، مثل یقظه و مثل عقل، مثل امثال ذلک که شرط عام هستند، این یک نکتهای است که نکته بزنگاه ما این است و اگر این طور باشد آن وقت به این نتیجه میرسیم که آیا ما باید تحصیل استطاعت بکنیم یا نه؟ یعنی تمام این بحثهائی که ما داریم میکنیم به این بر میگردد که واجب است انسان تحصیل استطاعت بکند بر خلاف متفاهم عرفی و بر خلاف فتوای همه فقهاء این شرط، شرط عقلائی میشود و شرط مقدمی میشود و تحصیل مقدمه واجب است در صورتی که واجب، واجب مطلق باشد. خیال میکنیم نتیجه بحث ما برای دو سه هفته دیگر به این جا خواهد رسید.
خُب پس بنابراین این یک دسته از روایات، روایات دومی که در این جا عرض شد روایاتی بود که وقتی از امام علیه السلام تفسیر استطاعت را سؤال میکنند فعلا صحبت در راحله و مرکب است. حضرت در آن جا میفرمایند: که «یرکب بعضا و یمشی بعضا»1 میبینیم باز همان استطاعت است این جا، جائی است که باید مجتهد نگاه کند، این نقطه است. یعنی وقتی تفسیر استطاعت را حضرت بیان میکند میبینیم دو جور بیان کرد، در قسم اوّل. الزاد و الراحلة در قسم دوم راحلۀ من البدو الی الختم را نفی میکند؛ در راحله اول که در قسم اول بود خُب ممکن بود انصراف به این بکند که الراحله از در خانه سوار خر میشوی دم کعبه هم پیاده میشوی. این یک قسم معنای استطاعت است هیچ پیاده نمیشوی إلّا آنجا. قسم دوم امام علیه السلام همین استطاعت را دارد بیان میکند صحبت مستحب نیست صحبت رجحان نیست که آمدند برداشتند در جواهر آمدند گفتند: دلالت بر رجحان میکند، همین استطاعت را امام علیه السلام میفرماید: یرکب بعضا و یمشی بعضاً، پس یعنی چی؟ یعنی استطاعت مصادیق متفاوتی دارد آن مصداق راحله برای کسی است که مشی نتواند. آن «یرکب بعضا و یمشی بعضا» برای کسی است که مشی را بتواند. پس استطاعت یعنی چی؟ یعنی توانستن، چقدر راحت و چقدر آسان ما میتوانیم این روایات متضادۀ به ظاهر را با هم جمع کنیم و یک معنای سهل و راحت ارائه دهیم؟ این استطاعت یعنی بتواند درست شد؟ بعد قضیه به مرتبه سوم میرسد، میآید از استطاعت سؤال میکند، حضرت میفرمایند همهاش را ماشیاً برود، این میشود مثل صلاة جمعه، وقتی که صلاة جمعه واجب باشد مگر نداریم که کسی که میتواند باید پیاده برود، کسی که هم نمیتواند باید با مرکب باشد … وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ یعنی چی؟ یعنی با الاغ و با اسب و حصان و اینها یا نه مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً برو به سمتش يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اَللّٰهِ وَ ذَرُوا اَلْبَيْعَ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿الجمعة، 9﴾ لمن یقدر ان یمشی، یمشی، لمن لا یقدر، یرکب، لمن یقدر و لا یقدر یرکب بعضا و یمشی بعضا فهذا نفس الشی فی الحج، امام علیه السلام میفرماید: کسی که قدرت دارد راحله سوار شود و با راحله برود، آدم عاقل که راحله دارد که بلند نمیشود پیاده بیاید، حالا مسأله امام علیه السلام آن اصلاً مسألهای فوق العقل است و آن مرتبه تصور ائمه مثل امام حسن و موسی بن جعفر که حج را پیاده میرفتند حرکت آن ها اصلا در یک وادی غیر قابل تصور بوده است، ولی افراد عادی در سفر عادی چه کار میکنند؟ خود ما اگر فرض کنید که اسب داشته باشیم حالا ماشین هم نه، اگر اسب داشته باشیم، اگر بخواهیم به جائی برویم، سوار اسب میشویم دیگر، یا اگر ماشین داشته باشیم و یک مسافتی بعیده را بخواهیم طی کنیم، سوار ماشین میشویم. بله، یک وقت است که انسان به خاطر ورزش میخواهد پیاده برود یک وقتی نه، میخواهد راه را طی میکند. خُب دیگر مجبور است که سوار ماشین شود.
- 1- وسائل الشیعة، ج 11، ص 36

