جلسه ۱۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
روایاتی که دیروز راجع به مسئله استطاعت ذکر شد، چند روایت بود که از امام باقر و امام صادق و امام رضا علیهمالسلام بودند و حکایت از کیفیت استطاعت نسبت به مصادیق مختلفه داشتند. و خیلی عجیب است، یعنی همین دیشب بود نگاه میکردم، خیلی مسئله، مسئله عجیبی است و این مسئله برای من همیشه خیلی جای تعجب داشته که چطور میشود با وجود این که ما در هر بابی این همه ادله داریم - علیرغم از بین رفتن و اضمحلال بسیاری از آثار- هنوز این ادلهای که ما الآن در کتب اربعه و غیره در اختیار داریم برای کسی که ذابصرةٍ باشد و آن ادراک فقهی، شم الفقاهه، شم الحدیث و فهم الحدیث او در مسیر صحیح قرار گرفته باشد، دیگر نیازی ندارد که به چیزهای دیگر مراجعه کند، آن وقت ما با وجود این ادله میبینیم که بطور کلی بنای فقهاء در بیان استدلال اصلاً بر تغییر و تحریف و تحول بوده است.
خُب حالا بعداً وقتی که به استدلالات فقهی خواهیم رسید، در کیفیت استدلال شما خواهید دید که چطور استدلال اصلا عوض میشود؛ یعنی بیان استدلال عوض میشود یک اصل بعنوان اصل موضوعی گرفته میشود مثلاً در بحث حج، استطاعت عبارتست از: زاد و راحله، تمام شد! دیگر همه چیز بر این اساس قرار میگیرد و زاد و راحله هم که در اختیار انسان نیست، اگر زاد و راحله پیدا شدند استطاعت نیز پیدا میشود و اگر نشدند آن هم نمیشود، و روایات دیگر حمل بر استحباب میشود و تاکُّد استحباب میشود. وقتی امام علیه السلام میفرماید: «فلیفعل» مسئله، مسئلۀ وجوب است و صراحت در وجوب دارد. دیروز روایاتی که در این زمینه داشتیم اینها را خوانیدم که اینها صراحت بر وجوب دارد.
ما از اول یک اصلی را در ذهن تأسیس میکنیم که زاد و راحله، صحت بدن ، تخلیه سرب و امثال ذلک این ها همه منجَّز و مسلَّم باشد و حج، این حکم تکلیف الهی را از موضع و مقام خودش تنزل میدهیم به یک مقام نازل و آن را از اطلاقیت بیرون میآوریم و داخل در واجب مشروط میکنیم، نه واجب مطلق؛ این فرض وقتی که برای ما صورت پیدا کرد بواسطه بیان فقهاء، بواسطه تعابیر[تعاریف]، بواسطه متفاهم عرفی، آن وقت یک مرتبه میآئیم سایر مسائل و ادله را بر این اساس حمل میکنیم، این میشود تحریف دین و ما در این جا بایستی متوجه این قضیه باشیم.

