جلسه ۹
4این که من دارم الآن بر این مسأله تاکید میکنم به خاطر یک مسأله مهمی است که مترتب آن مسأله بر این قضیه است، یعنی در دو سه تا نتایج و متفرعات فقهی، ما به آنجا خواهیم رسید که وقتی مطلب به این نحوه مطرح میشود چه نتایج و چه مستنتجاتي نسبت به این مسئله حاصل خواهد شد.
امام علیه السلام میفرماید: «الزاد و راحلة» در کنارش میفرماید: نه، اگر بتواند راحله را تام و تمام نداشته باشد باز هم واجب است در صورتی که بتواند مقداری از مسیر را مشیاً طی بکند باز واجب است «فالیفعل». روایت، روایت استحباب نیست، ببینید بحث اصلا راجع به وجوب است چون محمد بن مسلم خدمت حضرت عرض میکند وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً قال: يَكُونُ لَهُ مَا يَحُجُّ بِهِ» آن چه را که لازمة حج است در اختیار داشته باشد، آن لازمه چیست؟ زاد و راحله و این چیزهاست! «قال: قُلْتُ فَإِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ الْحَجُّ فَاسْتَحْيَا» اگر خودش مستطیع نیست ولی به او بذل شود به او چه چیزی بذل شود؟ بذلِ «یکون له ما یحجّ به» یعنی آنچه را که برای رفتن لازم است، صحبتی از زاد و راحله نیست «فَإِنْ عُرِضَ عَلَيْهِ الْحَجُّ» بگویند: آقا بیا با ما برویم، زاد و غذايت بر عهدة ماست، ـ البته مطالب راجع به راحله نیز بعدا خواهد آمد ـ «فَاسْتَحْيَا» خجالت بکشد «قَالَ هُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ»، «لا حیاء في الدین» البته این در صورتی است که جنبه منّت نداشته باشد که در روایات داریم اگر مسأله منّت و امثال ذلک بخواهد باشد، واجب نیست. نه، رفیق دارد به رفیقش میگويد: آقا بیا با هم به مکه برویم! «وَ لِمَ يَسْتَحْيِي» در حالتی که «وَ لَوْ عَلَى حِمَارٍ أجْدَعٍ أبْتَرَ» بایست این حج را باید انجام بدهد.
این مقدار از روایت مورد نظر است که «قال: فَإِنْ كَانَ يَسْتَطِيعُ»، ببینید تمام اینها بحث، بحث وجوب است، بحث استحباب نیست «فَإِنْ كَانَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَمْشِيَ بَعْضا» یک الاغ دارند، یک قاطر دارند، یک شتر دارند نمیتوانند با همدیگر سوار شوند یکی باید سوار شود آن یکی پیاده شود، بعد آن پیاده شود آن یکي سوار شود، «فَإِنْ كَانَ يَسْتَطِيعُ» «اگر میتواند...».

